تبلیغات
هیئت عاشقان روح الله(ره) - مسجد منشور - کارگر معدنی که ساواک را به ستوه آورد

تا زنده ام برای حسین گریه میکنم/این درس را زمادرم زهرا گرفته ام

 
کارگر معدنی که ساواک را به ستوه آورد
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : پنجشنبه 9 شهریور 1391
رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با هیات دولت ضمن بزرگداشت مقام شهدای دولت، یاد و خاطره شهید مهدی عراقی را گرامی داشتند. ایشان در بخش آغازین کلام خود فرمودند: «این مناسبت، همراه و آمیخته است با یاد شهیدان عزیزمان، شهید رجائى و شهید باهنر و همچنین شهید عراقى؛ كه این‌ها چهره‌‌هاى درخشانى هستند. زنده نگه‌داشتن نام این شهدا، در واقع زنده نگه‌داشتن گفتمان انقلاب و ارزش شهادت است.»

در بخشی از گزارش ساواک آمده است : «مهدی عراقی یك قبضه اسلحه در اختیار صادق (امانی) قرار داده است و نحوه تیراندازی را نیز به وی آموخته است.»
شهید عراقی به اذعان این دو سند و گزارش پیوست آن با انواع روش‌ها به گمراه‌سازی ساواک پرداخته است و آنچه از لابه لای این اوراق روشن می‌شود بیان یکسان و بدون تشتت شهید عراقی در بازگویی کلیات جواب‌هایی است که به ساواک داده است. شایان ذکر است که سیستم قضایی وقت هیچ وقت نتوانست مجرمیت شهدی عراقی را تائید قطعی نموده و اتهامات انتسابی را بدون اجازه دفاع عادلانه و دقیق در محکمه‌ای غیر عادلانه منجر به صدور حکم کرد.



متن بازجویی ها در ادامه مطلب
بازجویی اول از شهید مهدی عراقی
تاریخ: 25 / 11 / 1343
با استحضار از هویت شما لازم است در مورد هیئت مؤتلفه اسلامی و اساسنامه و مرام نامه آن و شعبات این هیئت در شهرستان‌ها و سمت خود را در این هیئت و اعضای آن مشروحا بیان كنید.
حدود یك سال قبل با عده ای از رفقا كه با هم آشنا بودیم به فكر این افتادیم كه در هفته یك شب دور هم جمع شویم و هیئتی تأسیس نماییم كه از لحاظ قرائت قرآن و تفسیر و مسائل دینی در آنجا بحث كنیم و روشن شویم. از جمله افرادی كه در آنجا بودند من بودم، آقای حبی بالله عسگری، آقای هاشم امانی، آقای احمد شهاب، آقای سیدمحسن امیرحسینی و چند نفر دیگری بودند كه الان یادم نیست. بعد یكی از شب‌هایی كه ما دور هم بودیم آقای شهاب قاری قرآن بود. در آنجا پیشنهاد شد كه ما از هیئت‌های دینی دعوت كنیم و با هم رفت و آمد داشته باشیم تا بر اثر اتحاد و اتفاق بهتر بتوانیم اجتماع اسلامی را با هم، هم هدف نماییم. از جمله هیئتی بود كه سخنگوی آن‌ها آقای حاج صادق امانی بود.
توسط حاج آقا هاشم امانی به آن‌ها پیشنهاد شد و آن‌ها هم قبول كردند. یك شب چند نفر آمدند نشستند و  صحبت كردیم كه ما می‌خواهیم هیئتی داشته باشیم خارج از سیاست فقط تعلیم و تربیت اسلامی و این بحث پیش آمد كه ما خودمان به تنهایی نمی‌توانیم به مسائل دینی از روی كتاب روشن شویم بهتر است
از یكی دو نفر آقایان علما استفاده شود. در اطراف بعضی از آقایان صحبت شد. قرار شد یك شب آقایان مطهری و انواری را دعوت نمایند و به آن‌ها پیشنهاد شود كه ببینند قبول می‌كنند یا نه و این كار شد. یك شب دعوت شد و آقایان تشریف آوردند البته یك شیخ دیگر هم با آن‌ها بود كه نمی‌شناختم آمدند و نشستند و جریان را آقای عسگری تشریح كرد كه ما عده ای هستیم می‌خواهیم از معلومات دینی شما استفاده كنیم در هفته یكی دو شب وقتتان را به ما مرحمت نمایید و گفتند كه ما تصمیم داریم اگر خدا بخواهد
همیشه هیئت تشكیل دهیم و حقایق اسلام را برای مردم روشن نماییم. آقای مطهری در جواب گفتند من چون كارم زیاد است نمی‌توانم قول بدهم كه حتماً می‌توانم این كار را انجام دهم ولی با آقایان مذاكره می‌کنم بعداً جواب می‌دهم. این بود كه مدتی گذشت. ما دیدیم خبری نشد دوباره به آقایان مراجعه كردند و قرار شد كه اگر هیئت چیزی خواست یا مطلبی احتیاج داشت به آن‌ها بگوید و آن‌ها در عرض هفته بنویسند و در اختیار آن‌ها بگذارند. چند مدتی هم به این نحو عمل شد دیدند آن طور كه باید نمی‌شود استفاده كرد و هیئت را نگهداری كرد. بعضی‌ها در جلسه حاضر نشدند از جمله خود من بودم كه پس از اتفاقی كه در عاشورا برایم افتاد متحمل ضرر و زیان زیادی ش  دم و دیگر شركت نكردم. از جمله چیزی كه من یادم است كه در روزهای اولیه صحبت بود كه اگر بخواهیم این هیئت را تشكیل دهیم باید از افرادی باشند
كه سابقه سیاسی نداشته یا در هیچ یک از احزاب سیاسی موجود عضویت نداشته باشند این بود مش  روح جریان هیئت مؤتلفه اسلامی و یكی از برنامه‌هایی كه در آنجا بود و تا اندازه‌ای هم به آن عملش  در جمع‌آوری پول برای زندانیانی كه در راه دین و اسلام به زندان رفتند به خانواده آن‌ها رسیدگی شود و اصل تشكیل این هیئت برای بهتر شناساندن اسلام و تطبیق قانون اسلام با روز به فرمایش حضرت امیر )ع( كه فرزندانتان را مطابق روز تربیت كنید هدف و نقشه دیگری نبود آن هم بر اثر گرفتاری‌های زیاد مالی كه دامن گیر تمامی مسلمین است و به مصداق آیه «لا معاش لا معاد له » كسی كه معاش ندارد معاد ندارد، آنقدر است كه انسان صبح تا غروب به فكر تأمین خرج و زندگی روزمره خود است كه... در مواقع بیكاری با فكر خود... یا اگر هم باشد در پشت سر گذاشته از آن با سرعت برق رد شده بدین جهت از آن هیئت هم كه آرزو و آمال... در ابتدا زیاد بود به جز اسمی باقی نمانده و چند نفری كه از اول همدیگر را می‌شناختند و به قول شاعر كه می‌گوید:
ببین گردش چرخ نیلوفری / نه نادر بماند نه نادری
این بود اصل جریان هیئت مؤتلفه اسلامی ولی برای روشن شدن بعضی جریانات هدف این بود در روز اول حال به ذكر نام چند هیئت مبادرت می‌نمایم كه تقریباً همان برنامه آن روز آن‌ها را كه می‌خواستند عملی كنند و نتوانستند و اینك این‌ها عملی می‌كنند یك هیئت انصار كه روزهای جمعه است... و آقای مطهری صحبتم یكند. دو هیئتی است به نام كش  باف كه آقای انواری صحبت می‌کند. سه هیئتی است به نام علوی كه آقای شیرازی صحبت می‌كند... این‌ها ممكن است چند هیئت دیگری هم باشد كه من اطلاع ندارم. محمدمهدی عراقی



بازجویی دوم
تاریخ: 13 / 12 / 1343
بازجویی از آقای محمدمهدی ابراهیم عراقی
سمت خودتان را در هیئت‌های مؤتلفه اسلامی مشروحاً بیان كنید. مستمع آزاد بودم و هر زمان وقت می‌کردم به آنجا می‌رفتم و به طور كلی آن چیزی كه من اطلاع دارم این جلسه یا این هیئت مانند اكثریت هیئت‌های دیگر كه در تهران می‌باشند بود ولی چون كارگردان و سخنگویی و مسئولی نداشت به هم خورد. مهدی عراقی.

در زمینه مسئول مالی توضیحاتی بیان بفرمایید.
مسئول مالی آقای حاج آقای مهدی شفیق بوده و پول در اختیار ایشان بود كه می‌گرفتند و من از نحوه خرج آن سؤالی نكردم تا این اندازه كه اطلاع دارم میدانم كه مقداری از آن صرف قند و چای و مزد گوینده می‌شد. به شخصی به نام سیدعلی كه شغلش مداحی بود پرداخت می‌شد و به جز آن شخص كسی دیگر مسئول مالی نبود. مهدی عراقی.
مسئول امور تبلیغات و ارتباط را بیان كنید.
آقای عسگری تفسیر قرآن می‌كردند. یكی و دو جلسه هم یك نوشته از آقای مطهری آورده بود و آنجا خواندند و حاج احمد شهاب قاری قرآن بودند و غلط‌گیری قرآن می‌كرد. مهدی عراقی.

مسئول امور اجرائیات را بیان بفرمایید.
هیچ نوع اطلاعی ندارم. مهدی عراقی.

اعضای جلسه را بفرمایید چه كسانی بودند؟
من، شفیق، عسگری، شهاب، هاشم امانی، صادق امانی (فقط دو سه جلسه شركت) در اوایل شخصی به نام
حاج محمود، آقا سید محسن امیرحسینی و اشخاص متفرقه نیز می‌آمدند. مهدی عراقی

آنچه در جلسات مورد مذاكره قرار می‌گرفت را بیان بفرمایید.
قرائت قرآن و تفسیر بعضی آیات از جمله در مورد تولد حضرت عیسی و داستان حضرت موسی و آیه قد افلح
المؤمنون. مهدی عراقی.

درباره كمیته اجرائیه خواستم بیشتر توضیح بفرمایید.
به روح پاك پیغمبر اعظم اسلام حضرت محمد بن عبدالله قسم می‌خورم كه هیئت اجرائیه‌ای وجود
خارجی در هیئت مؤتلفه نداشته كه من عضو كوچك یا بزرگ یا رئیس آن كمیته باشم. مهدی عراقی.

جواب سؤالات خودتان را امضا كنید.
بله، مهدی عراقی.
توضیحات دیگری دارید بیان بفرمایید.
سابقاً جزو فداییان اسلام بودم و چون در جلسه قبل فراموش كردم بازداشتی كه در زمان حكومت مصدق
شده بودم به عرض بازپرس محترم برسانم امروز به عرض می‌رسانم یعنی بازداشتی من به صورت تحصن بود كه شش ماه و 18 روز طول كشید. توضیحات دیگر من درباره هیئت مؤتلفه اسلامی این است كه كلاً هدف این بود كه تمامی جمعیت‌های دینی و هیئت‌هایی كه وجود دارند را بتوانیم به هم مرتبط كنیم تا به صورت مثلاً واحد انجام بگیرد و نظر اصولی این بود كه مثل فرهنگ كه سعی م یكند معلومات در تمام مدارس یكسان عمل شود و شاگردان یك جور تربیت شوند در تمام جماعت‌های دینی مطلع تعلیمات دینی نیز یکسان درآید مثلاً اگر بنا بود درباره تقلید بحث شود تمام جماعت‌ها همان را صحبت كنند به طوری معلومات دینی اشخاص یكسان پیشرفت كند و چون رهبر خوبی نداشتیم كه این هدف را به مقصود برساند و چون هر كدام ما نیز گرفتاری داشتیم لذا به هم خورد. مهدی عراقی


گزارش اداره دادرسی ارتش شعبه 7 بازپرسی
از: اداره دادرسی ارتش شعبه 7 بازپرسی به ریاست اداره زندان
شهربانی كل كشور تاریخ: 29 / 12 / 43
ب ه: ریاست اداره زندان شهربانی كل كشور شماره: 11/7/38091/6313
درباره: غیرنظامی محمدمهدی، فرزند غلامعلی، شهرت ابراهیم عراقی
پیرو شماره صادره از بازپرسی فوق‌العاده دادسرای تهران
نظر به اینكه پرونده اتهامی غیرنظامی نامبرده با قرار عدم صلاحیت دادسرای شهرستان تهران به اداره دادرسی ارتش ارسال و جهت رسیدگی به این بازپرسی ارجاع گردیده است لذا درباره نامبرده در تاریخ 27 / 12 / 43 به اتهام توطئه به منظور به هم زدن اساس حكومت، حمل اسلحه غیرمجاز قرار بازداشت موقت صادر و به متهم نیز ابلاغ گردیده است. دستور فرمایید نامبرده را در اجرای قرار صادره بازداشت انفرادی بدون ملاقات نمایند.
رئیس شعبه 7 بازپرسی دادستانی ارتش سرهنگ ستاد بهزادی
گیرندگان
1 تیمسار ریاست سازمان اطلاعات و امنیت كشور جهت استحضار
2 تیمسار ریاست اداره اطلاعات شهربانی كل كشور جهت استحضار
3 دایره آمار و بازرسی و بررسی قوانین اداره دادرسی ارتش
در مقابل اسم مهدی عراقی فرزند غلامعلی زندانی توقیفی دادسرا ثبت شد. 2/ 1/ 44
محمدمهدی ابراهیم عراقی
چون هاشم امانی در تحقیقاتی كه از وی به عمل آمد صراحتاً اعتراف كرد از یك سال قبل به اتفاق مهدی عراقی و صادق امانی جلساتی به منظور ترور آقای علم داشته و پس از روی كار آمدن آقای منصور مذاكرات آنان روی ایشان دور می‌زد، برای این منظور نیز اسلحه تهیه و مهدی عراقی یك قبضه اسلحه در اختیار صادق قرار داده است و نحوه تیراندازی را نیز به وی آموخته و از طریق صادق از قصد سوء بخارایی و نیک نژاد و رضا هرندی مطلع بوده‌اند و از طرفی مهدی عراقی از مخفیگاه صادق مطلع می‌باشد.
لذا با راهنمایی هاشم ابتدا دفتر كار مهدی واقع در خیابان شهباز و سپس منزلش به نشانی قلهك، خیابان دولت، انتهای كوچه شیرین با تشریفات قانونی بازرسی اوراق و مدارك مضره و مهدی عراقی مشاهده نگردید. لذا مأمورانی جهت مراقبت منزل وی گمارده شد تا اینكه مهدی مذكور به منزل خود مراجعه و توسط مأموران مراقب دستگیر به اداره دلالت در تحقیقاتی كه از مشارالیه به عمل آمد خود را فرزند غلامعلی شهرت ابراهیم عراقی، دارای شناسنامه شماره 1176 ، صادره از بخش هشت تهران، متولد 1309 ، مسلمان، تبعه ایران، متأهل، شغل معدنچی، با سابقه بازداشتی به اتهام فعالیت در جمعیت فداییان اسلام و شركت در تظاهرات عاشورای سال گذشته و... عضویت در احزاب معرفی و در مورد آشنایی با هاشم و صادق امانی از وی بازجویی و اظهار نمود در زمان فعالیت جمعیت فداییان اسلام با هاشم امانی كه وی نیز در جمعیت مذكور عضویت داشته آشنا و به وسیله او با برادرش صادق آشنا می‌گردد و درباره فعالیت خود با
صادق و هاشم از یك سال قبل و تصمیم به ترور اشخاص مؤثر دولت عیناً اظهارات هاشم امانی را تأیید و مدعی است با محمد بخارایی، نیک نژاد  و رضا هرندی آشنایی و تماسی نداشته لكن به وسیله صادق از تصمیم آن‌ها )سوءقصد نسبت به جان نخست‌وزیر( مطلع بوده و اضافه می‌نماید یك قبضه اسلحه كه از زمان فعالیت در جمعیت فداییان اسلام داشته به صادق داده و نحوه تیراندازی با اسلحه مذكور را نیز به وی آموخته است.

در مورد اینكه در حال حاضر صادق امانی در چه محلی مخفی است از وی استفسار... یك روز بعد از ترور نخست‌وزیر عبوراً با هاشم امانی برخورد و قرار بر این می‌گردد شب همان روز در منزل حبی بالله عسگری یكدیگر را ملاقات نمایند كه به همین نحو عمل و در منزل حبی بالله با صادق و هاشم امانی ملاقات كرده و صادق سه شب در منزل حبی بالله مخفی می‌گردد و پس از آن وی مشارالیه را به منزل یكی از دوستان خود به نام حائری كه پارچه‌فروش بازار است برده و بدون آنكه به او اظهار نماید و سپس احمد شهاب را ملاقات كرده و از وی می‌خواهد ترتیبی اتخاذ نماید تا صادق هر چند شب در منزل یكی از دوستان مخفی شود و احمد شهاب هم شب 43/11/10 طبق قرار قبلی در سه‌راه امین حضور حاضر و صادق را خود به منزل رضوی نام كه آدرس دقیق آن را نمی‌داند برده و برای دسترسی به صادق باید احمد شهاب دستگیر گردد.


چون مقارن دستگیری مهدی عراقی چمدانی محتوی هشت قبضه اسلحه و قالب گچی نارنجك كه توسط صادق امانی به حبی بالله عسگری جهت پنهان كردن آن داده شده بود كشف گردید و در تحقیقات معلوم شدند قالب گچی را مهدی عراقی به امانی داده لذا در این مورد نیز در جلسات بعد از مشارالیه بازجویی بیان می‌دارد صادق امانی بنا به تقاضای مرتضی نیک نژاد، محمد بخارایی و رضا هرندی خواستار قالب نارنجك گردید كه در این مورد با ابوالفضل حیدری مذاكره و ابوالفضل پس از تماس با ایپكچی نام قالب گچی نارنجك را در اختیار وی گذارده كه به صادق داده است لكن در تحقیقات بعدی اعتراف نمود او یك سال قبل با ابوالفضل حیدری و كلافچی و حمید ایپكچی آشنا بوده و در مورد ساختن نارنجك جهت ارعاب بازاریانی كه از تعطیلی مغازه خودداری می‌نمایند. بعد از مذاكره كه حمید ایپكچی پس از چندی یك قالب آلومینیومی ساخته و توسط كلافچی در اختیار وی می‌گذارد لكن چون قالب مورد استفاده نبود آن را می‌شکند و پس از چندی حمید چند لوله كه دو سر آن را مسدود نموده و داخل آن باروت گذاشته بود ساخته و هر چهار نفری متفقاً جهت آزمایش آن‌ها به اطراف جاده خراسان عزیمت و پس از آزمایش بدون آنكه محلی را خراب كنند چون فقط تولید صدا و دود نمود لذا از ساختن مجدد آن انصراف حاصل كرده تا اینكه صادق امانی از وی قالب نارنجك را خواستار و مشارالیه هم پس از تماسی با ابوالفضل حیدری و كلافچی قالب گچی نارنجك كه توسط حمید ساخته شده بود را در اختیار صادق می‌گذارد و دیگر هیچ‌گونه اطلاعی از آن ندارد كه مشارالیه نیز طبق قرار شماره 30 43/11/11 بازداشت گردیده است.
سوابق مشارالیه مورد بررسی قرار گرفت و همان‌طوری كه خودش اعتراف نموده پیشینه‌ای از وی موجود است كه جزو جمعیت فداییان اسلام و از نزدیكان نواب صفوی بود و مدتی بازداشت بوده. همچنین در تاریخ 1/ 3/ 43 نیز به اتهام اخلال نظم و دادن شعار و حمل پلاكارد تحریک‌آمیز توسط مأموران شهربانی دستگیر و پس از تشكیل پرونده به سازمان اطلاعات و امنیت كشور اعزام شده است.

بازجویی سوم
تاریخ: 11 / 12 / 1343
بازجویی از: آقای محمدمهدی ابراهیم عراقی
هویت خودتان را بیان بفرمایید.
نام محمدعلی، نام پدر غلامعلی، نام خانوادگی ابراهیم عراقی، شناسنامه 1176 صادره 8 تهران، متولد 1309
محل تولد تهران، مذهب اسلام شیعه، متأهل هستم، سه اولاد پسر دارم، میزان تحصیلات دیپلم، پنجم متوسطه، شغل معدنچی زغال‌سنگ در آبیك قزوین، ساكن قلهك، خیابان دولت، كوچه شیرین،ا نتهای كوچه شیرین، منزل حسین تن‌ساز. مهدی عراقی.

آیا تا به حال سابقه اتهام و محكومیت در مراجع انتظامی و قضایی داشته‌اید یا خیر؟
یك دفعه در عاشورای سال جاری جزو دسته سینه‌زنان بودیم كه جلوی مجلس توسط پلیس با 39 نفر یا 40 نفر به كلانتری احضار و در شهربانی 62 روز بازداشت شدیم و علت بازداشت اخلال در نظم عمومی بود و در شعبه 7 بازپرسی دادستانی ارتش با سپردن تعهد آزاد شدیم و به جز این مورد هیچ سابقه اتهام و محكومیتی ندارم. مهدی عراقی.

آیا جنابعالی در احزاب سیاسی و غیرسیاسی و جمعیت‌های دینی و غیره عضویت دارید یا خیر؟
ابدا عضویت ندارم. س  ابقا در فداییان اسلام در 13 یا 14 سال پیش عضویت داشتم ولی حالا ندارم. مهدی عراقی.

در هیئت‌های مذهبی عضویت یا شركت دارید یا خیر؟
خیر در هیئت‌های مذهبی نیز شركت ندارم. مهدی عراقی.

مسافرتی به خارج از كشور كرده‌اید؟
خیر. مهدی عراقی.

از اقوام شما كسی در خارج است یا خیر؟
خواهرم در لندن اقامت داد و دخترهای ایشان در آنجا تحصیل می‌کنند. مهدی عراقی.

سابقه خدمت نظام وظیفه دارید یا خیر؟
برگ تكفل دارم و معاف شدم و كفیل جده‌ام شدم. مهدی عراقی.

به كدام شهرهای ایران رفته‌اید؟
قم، مشهد، اصفهان، شیراز، قزوین، همدان، كرمانشاه و همین. مهدی عراقی.
درباره هیئت مؤتلفه اسلامی كه قبلا در بازجویی توضیحاتی داده‌اید مطالبی بیان بفرمایید.
این هیئت به این شكل تشكیل شد كه چند نفری دور هم بودیم و عبارت بود از آقایان هاشم امانی، حبیب‌الله عسگری و حاج احمد شهاب و هفت‌های یك شب در شب‌های چهارشنبه در هر دفعه به طور سیار در منزل اشخاص شركت می‌كردیم و در حدود 10 هفته این جلسات دایر بود و مصادف با ماه محرم شد و دیگر جلسات داغ بود و تعطیلش  د. اصل هدف این بود كه مطالب تفسیر قرآن گفته شود و قرار شد از وجود آقایان روحانیون استفاده شود و از آقای مطهری و انواری دعوت شد. به منزل آمدند و آقای مطهری گفتند وقت من ضیق است و من می‌نویسم به شما م بدهم كه شما خودتان در آن جلسات بخوانید و گفتند آیه‌ای به من بدهید و تفسیر می‌كنم و آن را به شما می‌دهم و قرائت كنید و دو الی سه جلسه به این شكل انجام شد و این جلسات اول بود و قاری جلسه آقای حاج احمد شهاب.

در مورد وضع مالی صندوق هر هفت‌های هر كسی دو تومان می‌داد و صرف قند و چای می‌شد و صندوق‌دارحاج آقای مهدی شفیق بود و مقداری از این پول صرف زندانیان می‌شد و عده ما در هر دفعه 25 الی 30 نفر می‌شد و بالای خانه بیرق می‌زدند و مردم می‌آمدند و راجع به اساسنامه بهتر شناسایی اسلام و به طور كلی از آقای عسگری باید سؤال كرد و ممكن است یك بار آن را خوانده باشم و از خارج به صندوق آیا كمكی شده یا نشده اطلاعی ندارم. یك جلسه یك ساعت الی یك ساعت و نیم طول می‌کشید. بعد از قرائت قرآن آقای سیدعلی مداح مصیبت می‌گفت و بعد دو جلسه هم كتاب یا جزوه انسان و سرنوشت كه حدس می‌زنم آقای مطهری آن را نوشته باشند توسط آقای عسگری خوانده می‌شد و شركت من در جلسات مرتب نبود و شاید از 15 جلسه پنج جلسه شركت داشتم. فكر اینكه این هیئت با هم مؤتلف شوند در بین ما بود ولی كسی كارگردان در این كار پیدا نمی‌شد و نتیجه‌ای گرفته نمی‌شد. هدف این بود كه هیئت‌های دیگر نیز شركت كنند و دو جلسه این طور بود كه آقای حاج صادق امانی كه هیئت دیگری داشتند در جلسه شركت می‌كردند كه بالاخره كار هیئت‌ها تعطیل شد. مهدی عراقی


::
:: مرتبط با: شهدا , تصویر ,
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :