تبلیغات
هیئت عاشقان روح الله(ره) - مسجد منشور - مقامات امیرمؤمنان علی(ع) در قرآن کریم

تا زنده ام برای حسین گریه میکنم/این درس را زمادرم زهرا گرفته ام

 
مقامات امیرمؤمنان علی(ع) در قرآن کریم
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : جمعه 20 مرداد 1391
امیرمؤمنان علی(ع) در قرآن به عنوان نفس پیامبر(ص) معرفی شده است. تاویل و تفسیر این مقام جز به معنای یكتایی و یگانگی وجودی آن حضرت(ع) با پیامبر(ص) نیست. بنابراین، هر آنچه كه خداوند برای حضرت محمد(ص) بیان كرده در حق امیرمؤمنان علی(ع) نیز ثابت است. از این رو پیامبر(ص) در مقامات امیرمؤمنان علی(ع) چنان سخن به میان می آورد كه گویی برتر از او انسانی نیست. هر چند كه شیعیان به غلو در حق آن حضرت(ع) متهم هستند، ولی پیامبر(ص) درباره نفس خویش چنان سخن گفته است كه هیچ انسان خردمندی نمی تواند آنچه شیعیان بر پایه آیات و روایات بیان می كنند، نپذیرد و آن را به غلو نسبت دهد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا گوشه ای از حقیقت علوی را براساس آیات قرآنی تبیین كند.

متن کامل در ادامه مطلب
علی(ع) جلوه ای از حقیقت محمدی(ص)

شاید هیچ موجودی در مقام تقرب الی الله به پای حضرت محمد(ص) نرسد. براساس آموزه های قرآنی تقرب الی الله معنایی جز متاله(خدایی) شدن انسان نیست؛ به این معنا كه انسان در موقعیتی باشد كه همه صفات و اسمای الهی را بی كم و كاست در بهترین حالت تمامیت كمالی به فعلیت برساند. البته این ظرفیت و امكان به همه انسان ها داده شده است (بقره، آیه31) ولی تنها برخی از انسان ها هستند كه از این ظرفیت بی مانند به درستی بهره می برند.

اگر بخواهیم درباره مقام محمدی(ص) سخن بگوییم باید او را به عنوان مظهر نخست معرفی كنیم و بگوییم كه آن حضرت(ص) به حكم دایره (بقره، آیه156) نخستین ظهور اسماء و صفات الهی است كه در سوره توحید و اخلاص از آن به ظهور «هو» تعبیر شده است. از این مقام ظهور، ظهورات دیگر در مقامات احدیت و وحدانیت تحقق یافته و به نور خورشید هستی یعنی الله و حقیقت محمدی، تمامی حقایق خارجی تحقق یافته است. (نور، آیه35) خداوند همچنین در آیاتی به حكم دایره، مسیر بازگشت را نیز حقیقت محمدی معرفی می كند. (انشقاق، آیه8؛ نجم، آیه42)

البته ناگفته نماند كه حقیقت محمدی(ص) با روح اعظم، لوح و قلم، عرش الهی، كرسی، عقل، نور و مانند آن یكی است؛ زیرا كه مظهر نخست است. از این رو پیامبر(ص) هنگامی كه درباره اولین آفریده سخن به میان می آورد گاه می فرماید: اول ما خلق الله نوری؛ نخستین آفریده الهی نور من است، و گاه دیگر می فرماید: اول ماخلق الله العقل، نخستین آفریده خداوندی عقل است.

پس اینكه در روایات مختلف آمده است: اول ما خلق الله العقل؛ اول ما خلق الله نوری؛ اول ما خلق الله روحی؛ اول ما خلق الله القلم؛ اول ما خلق الله ملك كروبی و یا عبارت های دیگر، در حقیقت به همان حقیقت یكتا و یگانه اشاره می شود؛ چرا كه عقل در وجود خود جز به خداوند حاجت ندارد و به غیر حق به كسی التفات نمی كند. در روایت دیگر قلم گفته شده است چرا كه این اولین مخلوق، واسطه حق در تصویر علوم و حقایق بر لوح جان ها و ترسیم قضاء و قدر می باشد، البته قلم خداوند، نی و چوب و فلز و از این نوع قلم ها نیست، چنانكه لوح او چوب و كاغذ و پوست نیست، و لذا وقتی اولین مخلوق را قلم نامید بدان امركرد كه جاری كن آنچه را كه تا روز قیامت شدنی هست و در روایت دیگر نور پیامبر(ص) گفته شده است چرا كه پیامبر اكرم(ص) از آن پدید آمد و بدان صادر اول برمی گردد و نور وجود است و ظلمت عدم است و نور در ذات خود روشن است و هم روشن كننده می باشد، و روح فرمود، چون روح خاصیتش محبت به حضرت حق است و بالاخره دانشمندان و محققان از عرفا، اولین مخلوق را حقیقت محمدی(ص) نامیده اند، چون آن مخلوق اول، اصل حیات نفوس عالی و دانی است.

اكنون كه حقیقت محمدی(ص) شناخته شد، باید گفت كه خداوند حقیقت علوی(ع) را نفس پیامبر(ص) می داند. (آل عمران، آیه 61) نفس در قرآن در معانی چندی به كار رفته است كه از جمله آن نفس به معنای ذات (انعام، آیه 12)، جان (آل عمران، آیه 141)، روان (انعام، آیه 70) نفس حیوانی (یوسف، آیه 53)، شخص انسان (زمر، آیه 6) و روح انسانی (انعام، آیه 93) است. (نگاه كنید: المیزان، ج14، ص 312)

پیامبر(ص) درباره یكتایی و یگانگی حقیقت خود با حقیقت امیرمومنان علی(ع) می فرماید: انا و علی من نور واحد، من و علی از یك نور هستیم. (شرح خطبه البیان، علامه دهدار شیرازی، تهران، صائب، 1378، ص 106)

این روایات در منابع روایی اهل سنت نیز آمده است. به عنوان نمونه در سنن ابن داوود در جزء 5 ص 76 در حدیث شماره 4700 آمده كه پیامبر(ص) می فرماید: اول ما خلق الله العقل، و همچنین در مسند احمد آمده است كه پیامبر(ص) فرمود: من و علی از نور واحد خلق شده ایم و خداوند روح من و روح علی بن ابیطالب را قبل از خلقت عالم خلق كرد، و ابن مغازلی شافعی در كتاب مناقب خود نقل می كند كه پیامبر(ص) فرمود: من و علی نوری بودیم در خدمت حضرت حق و این نور، خداوند را تسبیح می گفت و تقدیس می كرد قبل از آنكه آدم خلق شده باشد و امیرالمومنین علی(ع) فرمود: «كنت ولیا و آدم بین الماء و الطین» شرح و تفصیل این روایات مجال دیگری می طلبد. (نگاه كنید: شرح اصول كافی ملاصدرا، ص17 و نیز شرح مقدمه قیصری استاد سیدجلال الدین آشتیانی ص 223-224 و پاورقی های آنان)

پیامبر(ص) می فرماید: اول ما خلق الله نوری، ثم فتق منه نور علی فلم نزل نتردد فی النور حتی وصلنا حجاب العظمه فی ثمانین الف الف سنه، ثم خلق الخلائق من نورنا، فنحن صنائع الله و الخلق بعدلنا صنائع، اولین چیزی كه خدا خلق كرد، نور من بود، آن گاه نور علی را از آن نور جدا كرد، و ما همچنان در نور بودیم تا اینكه در طی هشتاد میلیون سال به حجاب عظمت رسیدیم. آن گاه خداوند خلائق را از نور ما خلق كرد، و لذا ما مصنوع خدائیم و خلائق مصنوع ما هستند. (مشارق انوار الیقین، ص 39)

بنابراین، علی(ع) كه در قرآن به عنوان نفس پیامبر(ص) معرفی شده، به همان معانی است كه پیامبر(ص) خود بیان كرده است. پس حقیقت هر دو ایشان یكی است و همان مقاماتی كه برای پیامبر(ص) اثبات می شود برای ایشان هم هست، هر چند كه در مقام ظاهر ممكن است نوعی تفاوت مانند وحی و پیامبری باشد ولی در حقیقت میان آن دو تمایز و تفاوتی نیست. از این رو پیامبر(ص) به ایشان می فرماید: «انك تسمع ما اسمع و تری ما اری الا انك لست ببنی، علی«ع» را فضل نبوت نیست ولی به نور ولایت می شنود آنچه را رسول می شنود و می بیند آنچه را رسول می بیند. (نهج البلاغه خطبه قاصعه)

بحرانی در تفسیر برهان از صادق آل محمد (ص) نقل می كند كه: ادنی معرفه الامام انه عدل النبی الادرجه النبوه ؛ كمترین مرتبه معرفت امام آنكه امام، هم سنگ پیامبراست مگر در درجه نبوت.

اختصاصات امیرمومنان علی (ع)

از آنجا كه درمقام دنیا ظهور درعالم دنیا، حقیقت محمدی با حقیقت علی (ع) جدا شد، اختصاصاتی برای هر یك در مقام ظهور یافته است كه از جمله آنها اختصاص نبوت برای محمد (ص) و ولایت و خلافت و امامت برای امیرمومنان علی (ع) است.

البته این بدان معنا نیست كه پیامبر (ص) در این مقام دنیا از احكام ولایت و خلافت و امامت بهره مند نیست، چنان كه به این معنا نیست كه امیرمومنان علی (ع) نیز از احكام نبوت سودی نمی برد كه می برند، همانطور از آیات و روایات پیشین و روایات دیگر نیز این معنا به دست می آید، ولی برای مردمان چنین جدایی و اختلافی به شكل اختصاصات مطرح می شود.

به سخن دیگر، دنیا مقتضی این است كه انسان احول (لوچ) باشد و این دو بیتی و جدایی را داشته باشد. پس از منظر به حقیقت ایشان چون بنگریم چنین اختصاصاتی خواهیم دید؛ چنانكه وقتی به عالم هستی می نگریم كثرت را می بینیم ولی باید همواره هشیار و بیدار باشیم كه كثرت، ما را از حقیقت وحدت غافل نسازد. پس باید بدانیم كه علی (ع) شاخه اصلی شجره طیبه محمدی (ص) است. (ابراهیم، آیه 42).

از امام صادق (ع) روایت شده كه مراد از «شجره طیبه» رسول خدا (ص) و شاخه اصلی آن حضرت علی (ع) است. (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 536، ح 85 و 06)

علی (ع) كه نفس پیامبر اكرم (ص) است (آل عمران، آیه 16؛ و نیز مجمع البیان، ج 1- 2، ص 744؛ تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 348- 349، ح 162-163ز 166؛ التفسیر الكبیر، ج 3، ص 248؛ الدرالمنثور، ج 2، ص 231- 233) حافظ علی محمدی (ص) است.

از این رو خداوند علی (ع) را دارای گوشی شنوا و حافظی برای علم پیامبر (ص) معرفی می كند. در روایتی از امام صادق (ع) در تفسیر آیه 21 سوره حاقه (اذن واعیه) منقول است كه پیامبر خدا فرمود:«این گوش، علی (ع) است». (الكافی، ج 1، ص 423، ح 75، تفسیر فرات، ص 500؛ شواهد التنزیل، ج 2، ص 378) و نیز در روایتی از پیامبر (ص) آمده است كه فرمود: ای علی، خداوند به من دستور داد تا تو را به خود نزدیك كنم و آموزشت بدهم تا گنج دانش گردی و این نازل شد، پس تو گوش شنوا برای دانش منی. (حلیه الاولیاء، ج 1، ص 76؛ المیزان، ج 91، ص 693)

این علم حقیقی كه در اختیار آن حضرت (ع) به سبب همان اتصال به نفس محمدی (ص) است؛ از این روست كه علم الكتاب آن حضرت (ع) عین علم الكتاب محمدی (ص) است. (رعد، آیه 34؛ الاحتجاج، ج 1، ص 232، ج 2، ص 041؛ بصائر الدرجات، ص 922، ح 6؛ تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 352-425، ح 902و 121-412 و 612- 022؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 004- 504) پس شهادت علی (ع) و گواهی او بر نبوت ورسالت محمد (رعد، آیه 34؛ امالی، صدوق، ص 956؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 004؛ تفسیر قمی، ج 1، ص 763) یا بر اعمال امت (بقره، آیه 341؛ البرهان، ج 1، ص 343- 443- ح 1-01؛ شواهد التنزیل، ج 1، ص 911) به سبب همین یكتایی و یگانگی آن دو است.

ایمان آن حضرت(ع) همان ایمان حقیقی است كه می بایست هرانسانی آن را داشته باشد. خداوند علی(ع) را صالح ترین و بهترین مؤمنان معرفی می كند؛ از این رو، ولایت حقیقی نیز در اختیار اوست. (تحریم، آیه4)

در حدیثی از امام باقر(ع) آمده كه رسول خدا(ص) دوبار علی(ع) را به یارانش معرفی كرد: یك بار زمانی كه فرمود: «من كنت مولا فعلی مولاه» و بار دوم وقتی كه آیه «فان الله هو مولاه و جبرئیل و صالح المؤمنین»، نازل شد، دست علی(ع) را گرفت و فرمود: ای مردم، این صالح المؤمنین است. (مجمع البیان، ج9و 01، ص574؛ الدرالمنثور، ج8، ص422)

این مقام به خاطر حقیقتی است كه برای آن حضرت(ع) در قرآن اثبات شده است؛ زیرا آن حضرت در صداقت در مقام صدیقین قرار داشت. (نساء، آیه 96؛ توبه، آیه 911؛ مریم، آیه 05؛ احزاب، آیه32، حدید آیه91، نیز نگاه كنید: تفسیر قمی، ج1، ص 151؛ بحارالانوار، ج53، ص114، ح8؛ شواهدالتنزیل، ج1، ص143؛ كفایه الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب، ص 632؛ الدرالمنثور، ج4، ص613؛ و نیز تفسیر نورالثقلین در ذیل همین آیات پیش گفته)

اتصال در مقام واحدیت و احدیت میان پیامبر(ص) و امیرالمؤمنان علی(ع) موجب شده است تا آن حضرت(ع) در همان جایگاه تقربی نسبت به خدا باشد كه حضرت پیامبر(ص) است. از این جهت خداوند محبت ایشان را همانند محبت پیامبر(ص) ایجاد می كند (مریم، آیه69؛ مجمع البیان، ج5-6، ص228؛ الدرالمنثور، ج5، ص 445 روح المعانی، ج9، جزء 61، ص902) و بر لزوم محبت به ایشان به عنوان پاداش رسالت محمدی(ص) تأكید می كند. (شوری، آیه 32؛ و نیز البرهان، ج4، ص328، ج 32، ینابیع الموده، ج1، ص513)

همین اتصال و یكتایی و یگانگی است كه امامت ایشان (مائده، آیات 3و 55 و 76؛ الكافی، ج1، ص 982، ح 4؛ تفسیر نورالثقلین، ج1، ص646، ح 426-562؛ الدرالمنثور، ج3، ص501) در كنار ولایت آن حضرت (همان) و خلافت ولی الله (اسراء، آیه 62؛ الكافی، ج1، ص 492، ح3؛ تفسیر نورالثقلین، ج3، ص 351، ح751) را بر همگان فرض و واجب می شود.

با اینكه قرآن در آیات بسیار و پیامبر(ص) در روایات متواتر بر مقامات علوی(ع) تأكید كرده و درباره یكتایی و یگانگی انفس ایشان سخن گفته اند، ولی منافقان هرگز به این امر تن نداده و به كینه ورزی پرداختند تا جایی كه شمشیر نفاق سر حضرت را در محراب مسجد شكافت و خون را بر سجده گاه عشق ریخت؛ زیرا هرگز منافقان رضایت نمی دادند كه حقیقت چنانكه هست آشكار شود و مردم در پی حقیقت روند.

خداوند به این حقیقت گواهی می دهد و مؤمنان را نسبت به آن هوشیار و بیدار می كند تا در پی گمراهان و منافقان نروند. بی گمان انتصاب علی(ع) به مقام ولایت و خلافت ازسوی رسول خدا(ص) در روز غدیر خم، عامل كینه ورزی منافقان بود و ایشان تا انتقام از آن حضرت نگرفتند دست از دشمنی برنداشتند. خداوند درباره كینه ورزی منافقان می فرماید: ام حسب الذین فی قلوبهم مرض ان لن یخرج الله اضغانهم (محمد، آیه92 و نیز تأویل الایات الظاهره، ص 075؛ البرهان، ج 5، ص 07، ح 1-2)

انتخاب آن حضرت(ع) از سوی پیامبر(ص) به حكم خداوندی بود، نه به سبب خویشاوندی زمینی بلكه به سبب خویشاوندی آسمانی بود كه قرب و منزلت ایشان به آن حضرت(ص) موجب آن بوده است.

در حقیقت قرب آن حضرت (ع) به پیامبر(ص) بر پایه ذوی القربی زمینی نبود بلكه به سبب ذوی القربی حقیقی و آسمانی بود كه به سبب متأله بودن تحقق یافته بود. خداوند ایشان را به سبب همین تقرب وجودی به عنوان عبدالله معرفی می كند. (انسان، آیه6؛ مجمع البیان، ج9-01، ص116، الكشاف، ج4، ص076؛ المناقب، خوارزمی، ص 726-472)

همین ویژگی ذاتی است كه امیرالمؤمنان علی(ع) را شایسته هدایتگری همچون پیامبر(ص) می كند و خداوند ایشان را برای این منظور پس از پیامبر(ص) به امت معرفی می نماید. (یونس، آیه 53؛ شواهد التنزیل، ج1، ص 843؛ تفسیر نورالثقلین، ج2، ص 403، ح 26و 36)

اما نفاق و كفر، همپیمان بودند تا حقیقت محمدی(ص) دوباره جلوه گری نكند و درجامه ولایت به حیات خویش ادامه ندهد از این رو از همان آغاز به مخالفت با نفس پیامبر(ص) پرداختند و به هر شكلی بود برآن شدند تا به حذف شخصیت معنوی یا فیزیكی ایشان بپردازند كه در نهایت موفق شدند و ایشان را در عزیزترین شب های سال در شب قدر به شهادت رساندند.



::
:: مرتبط با: مذهبی ,
 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :