تبلیغات
هیئت عاشقان روح الله(ره) - مسجد منشور

تا زنده ام برای حسین گریه میکنم/این درس را زمادرم زهرا گرفته ام

 
مداحان ده روز اول محرم را چگونه می گذرانند؟؟
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : شنبه 11 آذر 1391
 

سبک زندگی محرمی

ما در همین 10-12 روزی که گذشت (و حال و هوایمان حسینی بود)، فقط همان پای منبر را می‌دیدیم؛ همان جلو، زیر نور، مرکز توجه‌ها. ما فقط صدایشان را می‌شنیدیم؛ در تاکسی‌ها و ماشین‌های رهگذر، توی ام‌پی‌تیری پلیرها. برایمان فرقی هم ندارد که برای شنیدن این نواها و شعرها و سینه‌زنی‌های پر شر و شور، چند نفر جان می‌کَنند، چقدر عرق می‌ریزند، سبک‌هایشان را از کجا می‌آورند، چطور با آن همه شور و خروش، صداهایشان را حفظ می‌کنند تا روز مهم آخر. ما در همه این 10-12 روز، به صدایشان وابسته می‌شویم، به تصویرشان عادت می‌کنیم و بعد، می‌رود تا سال آینده که نوبت محرمی فرا رسد و دوباره جامه‌ها را نیلی کند و...


هشدار:

قبل از خواندن این گزارش حتما این نکات را بخوانید:

*مثل هر صنف و گروه دیگری، مداحان برای آماده نگه داشتن خودشان «باید» در این ده روز محدودیت‌های مشخصی را تحمل کنند و ترفندهایی بزنند تا صدایشان در این ده روز، که روز به روز اوج هم می‌گیرد، سرپا بماند. پس حواستان باشد که برخی برنامه‌ها و توصیف‌هایی که در این گزارش درباره عملکرد خاص مداحان می‌خوانید برای همین سرپا ماندن‌ها و آماده نگه داشتن‌هاست ولاغیر!

*بی‌اغراق مداحان و مرثیه‌خوان‌ها، فشار بسیاری را تحمل می‌کنند در این ده روز؛ از آماده‌سازی و اجرای مراسم گرفته تا بازیابی توانشان (ریکاوری!) برای شب‌های مهم‌تر بعد. آنچه می‌خوانید می‌خواهد از این سختی‌های دیده نشده بگوید.

*فضای پشت‌صحنه هیئت‌ها و مجالس عزاداری، برخلاف خیلی محیط‌های دیگر، تیره و تار و دست‌نیافتنی و مافیایی و چند «وَ» دیگر نیست! با آنچه آن جلو دیده می‌شود، فرق بزرگی نمی‌کند. اغلبشان جوان‌های ساده‌دل و علاقه‌مندی هستند که برای بهتر برگزار شدن مراسم تلاش می‌کنند. به فراخور موضوع اصلی، از زحمات شبانه‌روزی‌شان چشم‌پوشی کردیم.

آشنایی با نکات کنکوری و مراحل ثابتی که اغلب مداحان مشهور پشت سر می‌گذرانند تا به دهه محرم برسند


زوم روی جزییات / خیز و جامه نیلی کن


باب شده که خیلی‌ها به کارهای الابختکی و هول‌هولکی بگویند «هیئتی»! ولی بر خلاف تصور همان خیلی‌ها، این حوزه خیلی هم کارهایش هیئتی برگزار نمی‌شود، رسم و ترتیب خاصی دارد که در همه این سال‌ها، مداحان مشهور و شناخته شده به آن رسیده‌اند و بر اساس همان «نظم هیئتی» انجامش می‌دهند.

مراحلی که – با درصد خطای پایینی- برای همه‌شان یکسان است و البته سختی‌هایشان را بیشتر نشان می‌دهد. هر کدامشان که این مراحل را بهتر و مفیدتر و خلاقه‌تر پشت سر بگذارنند، محرم بهتری را برای خلق‌الله خلق می‌کنند.


مرحله اول؛ آماده‌سازی، مقدمه‌چینی

طبق یک نظم نوشته نشده ولی امتحان پس داده، همه چیز از رمضان آغاز می‌شود. یعنی یکجورهایی محرم به رمضان گره خورده. در همه این سال‌ها، مداحان مشهور، تیم خودشان را پیدا کرده‌اند، شاعران و ایده‌پردازانی که مستقیم با مداحان در تماسند، در ماه مبارک رمضان جلسات اولیه را برپا می‌کنند. ایده‌ها و نوع پرداخت به واقعه کربلا را با هم مرور می‌کنند. این وسط، شاعران شهرستانی هم هستند که با مداحان مشهور پایتخت‌نشین همکاری دارند، برای این جلسات به تهران می‌آیند و چند روزی مهمان خانه مداحان و رفقا هستند تا به نتیجه‌گیری کلی برسند.

اغلب شاعران در کل سال و با توجه به سفرهای مذهبی و حالات خاصی که تجربه می‌کنند، دست خالی در جلسه حاضر نمی‌شوند و همه سبک‌ها و شعرهایی با خودشان همراه دارند. همین جلسات افطاری، سر منشا اغلب قطعه‌ها و شعرهایی است که در محرم گل می‌کنند.

در این چند سال رسم شده که سبک‌ها را خود شاعرها پیشنهاد می‌دهند آن هم با نمونه‌ای که سروده و ضبط شده. اگر مداح سبک را تایید کند و با هم به اجماع نظر برسند، برای آن سبک، شعرهای دیگری هم در فرصت باقیمانده سروده می‌شود. یعنی 10 شب شعر را معمولا یک شاعر طراحی می‌کند و می‌سراید.

البته از همراهی و مشورت هم بی‌بهره نیست. این وسواس معمولا برای واحدهاست که تنه اصلی سینه‌زنی‌ها به حساب می‌آید. برای زمینه و واحد هم شعرهای دیگری انتخاب می‌شود. بخصوص زمینه که به شدت مهم شده و یکی از برگ‌های برنده مداحان به حساب می‌آید. برخی شاعران هم مشهورند که در یکی موفق‌ترند.

خود مداح و همراهانش هم شعرهای آینی منتشر شده را مرور می‌کنند تا بهترین هایش را گلچین کنند و با تغییرات اندکی، برایش ملودی‌سازی انجام شود. بعد از جلسات رمضانی، شاعران یک ماه و نیم وقت دارند تا نکته‌هایی که گفته شده و سبک‌هایی که تایید شده را به سرانجامی برسانند.

مرحله دوم؛ گزینش نهایی، انتخاب

قبل از مسلمیه (روز عرفه) شعرها و سبک‌ها بسته می‌شود؛ می‌بینید؟ همه چیز نظم دارد، حتی کاری که از اساس برای هیئت‌هاست مثل مداحی. شعرها و سبک‌ها تایید شده می‌رسند. در همین مرحله به نوعی روتوش هم صورت می‌گیرد و اگر شعری بدخوان بود یا عباراتی داشت که مناسب ائمه نبود، اصلاح نهایی صورت می‌گیرد.

هر مداح، با توجه به صدا و توانایی‌های شخصی‌اش این روتوش را انجام می‌دهد و به نوعی شعر را مال خودش می‌کند. البته این گزینش نهایی، آنقدرها هم بسته و بدون تغییر و قانونمند نیست! بالاخره فضای محرم و عزاداری اباعبدالله، در اغلب خوش‌قریحه‌ها جوششی ایجاد می‌کند و شعرهایی تراوش می‌کند که نمی‌شود کنارشان گذاشت.

این جوشش‌ها چون بدون تمرین به مداح می‌رسد، به کمک نیاز دارد تا سبک جدید یا لغت‌های شعر، اشتباه نشود. برای همین است که گاهی شاعران همراه مداح کنار منبر می‌آیند و نوع بیان سبک‌ها را یادآوری می‌کنند. کاری که در بسیاری از مداحان و پامنبری‌هایشان یک سنت پرقدمت است و به اندازه خود روضه‌خوانی، سابقه دارد.

البته شاعران گمنام و بی‌ادعا را هم نباید فراموش کرد که شعرهایشان را با هر روشی به دست مداح می‌رسانند. این شعرهای تازه از راه رسیده هم اگر تایید محتوا شوند، چاشنی سبک‌ها می‌شوند یا مداح از آنها در وسط روضه‌ها بهره می‌گیرد.

مرحله سوم؛ تمرین، هماهنگی

از مسلمیه تا محرم 20 روزی فرصت هست برای تمرین و هماهنگی. در این مرحله هم مداحان سعی می‌کنند خود را از جامعه و التهاباتش دور کنند و در خلوت برای روضه‌ها و سینه‌زنی‌هایشان نقشه بکشند و طراحی‌هایی داشته باشند. تمرین سبک‌ها و شعرها هم در همین روزهاست.

خیالشان که از متن و سبک سینه‌زنی‌ها راحت شد، مرحله حساس روضه می‌رسد. تقریبا همه مداحان مشهور، با وجود اینکه مقتل و منابع اصلی را مرور کرده‌اند و در همه این سال‌ها، آنها را از بَرَند، باز در همین مرحله، مقتل‌خوانی را فراموش نمی‌کنند. بد نیست بدانید که مداحان در همین روزهای منتهی به محرم، فقط برای یک کار از غار تنهایی‌شان بیرون می‌آیند؛ برای تماس با هم‌صنفان. اغلب مداحان مشهور، سبک و روش‌هایشان را با هم چک می‌کنند تا یک وقت، شباهت فرمی زیادی با هم نداشته باشند. این دوره را غیر از تمرین و هماهنگی، دوره ایزوله هم می‌گویند.

مداح در همین روزهاست که با خودش خلوت می‌کنند و هیچ خبری ازشان در دست نیست.

مرحله چهارم؛ آمپول انرژی، پیشگیری

تا به حال مداح پرکاری را از نزدیک دیده‌اید؟ این مداحان اغلب به دلیل نوع فعالیت و فشاری که به خودشان می‌آورند، در دهه محرم به شدت ضعیف می‌شوند. خرج کردن این همه توان و انرژی در 10 تا 13 روز، فشار جسمی و روحی بی‌نهایتی به آنها وارد می‌کند که –اصطلاحا- فیل را از پا می‌اندازد. فکرش را بکنید که یک انسان هر روز در معرض فشارهای سهمگینی باشد؛

هر روز به مکانی برود که به دلیل ازدحام، نفس کشیدن سخت است، فشار هوا و گرمای بی‌نهایت، تمام کالری آدم را بسوزاند. با این وجود باید کلی هم بالا و پایین بپرد و همه چیز را تحت نظر داشته باشد. این همه انرژی از دست دادن در کنار استرس‌های ناگریز حاشیه‌ای یعنی افت شدید فشار و سرم. برای پیشگیری، اغلب مداحان (حتی جوان‌هایشان) قبل از محرم آمپول‌های تقویتی می‌زنند. ب کمپلکس و سرم‌های تقویتی، تزریقات ثابت مداحان قبل از محرم است.

حدود 10 روز مانده به محرم، واکسن آنفولانزا هم تزریق می‌شود تا مداح بعد از یک بیماری اولیه، حداقل برای چند روزی از سرماخوردگی ناگهانی در امان باشد. بالاخره در روزهای محرم، حجم آدم‌هایی که با حالت‌های مختلف به جلسه می‌آیند و اغلبشان هم می‌خواهند روبوسی و مصافحه کنند، کم نیست و تنها راه، همین واکسن پیشگیری آنفلولانزاست.

مرحله پنجم؛ آغازی در اوج، روی اوج ماندن

باور کنید؛ باید یک نابغه باشی، با ضریب هوشی بالا، یک مدیر که بتواند در لحظه –زنده و بدتر از هر نوع اجرای زنده دیگری- همه چیز را به خوبی جلو ببرد، یک مراسم بزرگ و چند هزار نفره را کنترل و مدیریت کند، یک سبک نگرفت، به موقع کنارش بگذارد، لحن عوض کند، به روضه گریز بزند، جمعیت را سرپا نگه دارد و در تمام این مدت، خودش روی اوج بماند.

غیر از توسل و توکل، همه مداحان در این مرحله سخت ریزه‌کاری‌های خودشان را دارند . مداحان باید روی اوج مراسم را شروع کنند، از طرفی باید این اوج را با شیب مناسبی حفظ کنند تا به روز اوج (یعنی عاشورا) برسند. بعید نیست خیلی‌هایشان بارها و بارها زیر سرم بروند، بدون اینکه کسی بداند، درد بکشند، داروهای مختلف گیاهی مصرف کنند ولی مراسم را باید به بهترین نحو ممکن برای عزاداران حسینی برپا کنند.

خیمه اباعبدالله «نشد و نمی‌شود» نمی‌شناسد. همیشه باید در اوج ماند و برای سوگ بزرگ عاشورا گریست و گریاند. سختی مداحان همینجاست که باید بگریانند –و برای حفظ و مدیریت درست مجلس هم که شده- نباید بگریند. این‌ها همه از درون مداحان را پیر می‌کند؛ پیر...

***


دهه محرم حاج محمود کریمی چگونه می‌گذرد؟

اطلاعات فوری

*متولد 1356، قم

*پدرش در عملیات فتح‌المبین (1361) در دشت عباس مفقودالاثر شد

*برادرش (ابوالفضل) نیز در كربلای 5 (1365) در شلمچه به شهادت رسید

*در 1370 ازدواج کرده و دو فرزند دارد

*دانشجوی مدیریت صنعتی دانشگاه علامه طباطبائی بود ولی به دلیل مشغله رهایش کرد

*كمربند سیاه دان دو در رشته جودو و کمربند سیاه، دان 5 در رشته شین‌ذن كاراته دارد

*به شدت به شنا علاقه‌مند است و همین‌طور موتورسواری را به شدت دوست دارد

*اولین‌بار در کنار مرحوم کافی مداحی کرد و بعدها شاگرد حاج حمید مدِق و حاج علی اربابی بود.

حاج محمود کریمی جدای از آنکه قریحه کم‌نظیری در ملودی‌سازی (به قول هیئتی‌ها؛ سبک‌سازی) دارد، شاعر قابل قبولی هم هست و این دو توانایی، به همراه خلاقیت و نوآوری کنترل شده، رازهای موفقیت اوست؛ مقبولیتی که هم در بین قشر سنتی و مذهبی می‌شود پیدایش کرد و هم بین جوانان ونوجوانان.

آنچه می‌خوانید، گزارش لحظه به لحظه و زنده‌ای است از یک شب همراهی با حاج محمود کریمی در مسجد الهادی و هیئت ثارالله با اندکی نقل‌قول‌های اضافه.

*

«من نزدیک 20 سال است که صبح‌ها با یک خط شعر برای خودم روضه می‌خوانم. از یک سال بعد از شهادت اخوی‌ام. مثلا با خودم می‌خوانم «از آب هم مضایقه کردند کوفیان...». جالب است بدانید که سینه هم می‌زنم. برای عشق خودم پنج بار به سینه‌ام می‌زنم و آرام می‌گویم «حسین... حسین». کلش یکی دو دقیقه هم طول نمی‌کشد ولی روزت را با روضه شروع کرده‌ای و باید تاثیرش را ببینی. بعضی‌ها که نمی‌دانند داستان چیست می‌گویند افسردگی می‌آورد. خب یک بار بچشید. امام حسین(ع) اجر امتحان را هم می‌دهد.» روزی که اینگونه شروع شود، در دهه محرم چطوری ادامه پیدا می‌کند؟

*

کاپشنش را همان دم آسانسور درمی‌آورد، پیراهنش را مرتب می‌کند، دستار و شال مشکی‌اش را می‌دهد دست همراهش و «یا علی...». شهاب مرادی که می‌بیند حاج محمود مثل همیشه، سر ساعت از در پشتی آمده و حواس جمعیت پرت آمدنِ اوست، با صلواتی برای سلامتی‌اش، سلام و علیکی می‌کند و بحث را به سمت روضه می‌برد. این نشانه ثابت همه واعظان و مداحان است و نمایش اتوماتیک اتمام وقت!

حالا نوبت اوست که میکروفون دست بگیرد و گریه‌ها را ببرد سمت مقتل. جوان‌ها، آن جلو با هم مسابقه گذاشته‌اند برای چسبیدن به منبر، ولی میاندارها که می‌رسند، جا خودبخود باز می‌شود برای نشستن آنها. وقت سینه‌زنی رسیده.

بعد از روضه‌خوانی نیم‌ساعته، نفس می‌گیرد. روی منبر کوتاه مسجد می‌ایستد تا همه ببینندش. آن بالا گرما بی‌داد می‌کند. نفس کشیدن سخت است. سینه‌زنی پا می‌گیرد. جمعیت شور و حال خاصی دارند.با چند اشاره چشم، میاندارهایش را برای «جفت‌زنی» مرتب می‌کند، به یکی‌شان هم چشم‌غره می‌رود تا حساب کار بیشتر دستش بیاید. همه این‌ها بدون آن است که خللی در برنامه پیدا شود. اگر کسی به چشم‌های حاجی نگاه نکند، امکان ندارد که بفهمند همه این نظم را یک‌تنه –با چشم- مدیریت کرد، همانطور آنهایی که فردا، فایل صوتی امشب را گوش می‌کنند.

*

عرقچینش را روی سر محکم می‌کند. با یک شال دیگر، عرق‌هایی روی پیشانی و صورتش را کنار می‌زند. مرحله جدید سینه‌زنی رسیده. با نوای «یا حسین» (به شیوه عربی) بیشتر حال می‌کند، با دقت سرش را از میکروفون دور می‌کند و همانطور کشیده، یا حسین را می‌گوید که جمعیت درست یاد بگیرند.

خودش با شعر بیشتر حال کرده. این را می‌شود از روی خطوط چهره‌اش فهمید وقتی به برخی بیت‌ها می‌رسد. صورتش جمع می‌شود ولی اشک‌هایش بیرون نمی‌زند. باید مراسم را اداره کرد. هنوز شور شروع نشده، می‌زند به روضه. درست تشخیص داده، آنقدر جمعیت بالا و پایین پریده و در این یک ساعت، جاندار سینه زده که بازوها توان بالا آمدن ندارند. روضه هم تنفس است و هم عشق و حال برای مرحله آخر. به صدابردار نگاهی می‌کند و روی شانه‌اش دست می‌گذارد.

*

جوان به پهنای پیشانی‌اش عرق کرده از شدت فشار و گرمای حوالی منبر، چند دقیقه بعد، به پهنای صورت اشک هم می‌ریزد تا صورتش خیش اشک و عرق شود ولی دستش را حتی برای یک لحظه از روی میکسر مفصلش برنمی‌دارد. او باید با همین فشار و گرما، با همین شور و حال اشک، 14 میکروفون آویزان شده به سقف مسجد را کنترل کند و همزمان حواسش جمع باشد که دو میکرفون دست مداح و همراهش، با صدای سینه‌زن‌ها به خوبی میکس شود.

یکی بالا نزند و یکی بیش از حد شنیده نشود و صدای درست بی‌غلطی به بلندگوها و باندهای بی‌شمار محوطه مسجد و کوچه برسد. صدایی که برای پخش اینترنتی با کیفیت مناسبی هم ضبط شود و تازه، در هنگام جفت‌زدن (یا 6 دست) صدای طبل و سنج را هم به خوبی تنظیم کند. اگر هیئت چیذر کریمی، یک اتاق صوت مستقل دارد، همه این صدابردرای و تنظیم دقیق، در همان گرمای طاقت‌فرسای کنجِ منبر انجام می‌شود؛ با اشک و عرقِ عشق.

چشم که بیاندازی حاج محمود را پیدا نمی‌کنی، همیشه قبل از دعای آخر، غیبش می‌زند و دعا را واگذار می‌کند به اهلش.

*

تمام بدنش خیس است. نه توصیف می‌خواهد و نه اغراق؛ خیس. وارد آسانسور پشت هیئت که می‌شود یک بخاری دیواری قرار داده‌اند. می‌چسبد به بخاری. انگار که می‌خواهد سر و حنجره‌اش را گرم نگه می‌دارد تا مبادا سرماخوردگی یا گرفتکی، دهه محرمش را خراب کند. آسانسور به یک واحد نقلی در بالای مسجد باز می‌شود. گرم است. سریع داخل می‌شود. داخل اتاق همه لباس‌های مشکی‌اش را کنار می‌اندازد و یک دشداشه بلند مشکی می‌پوشد. گوشه اتاق دراز می‌کشد و چشم‌هایش را می‌بندد. کمتر از نیمساعت بعد، همه همراهان و مدیران هیئت بالا می‌آیند ولی حاج محمود هنوز دراز کشیده. صدا از دیوار درمی‌آید که از این چند مرد تنومند، نه.

اما خودش که تازه متوجه حضور آدم‌ها شده، سکوت را می‌شکند، قبول باشه را که می‌گوید، دهان ملت هم باز می‌شود. یکی از برنامه و فلان شعر، تعریف می‌کند، یکی ایرادهایی که به گوشش رسیده را می‌گوید. کم کم صداها در هم می‌رود و نمی شود تشخیص داد که کی با کی حرف می‌زند. ولی همه خسته‌اند.

هر قدر روی صحنه (منبر) چهره‌اش به اخم می‌زند، در آن اتاق گرم و ساده، مهربان است. صدایش اصلا بلند نمی‌شود. یک آقازاده را بغل می‌کند و از چیزهایی که یاد گرفته می‌پرسد. شام دادن هیئت که تمام می‌شود، شام از آسانسور بالا می‌آید. همان غذای متبرکی که به بقیه داده‌اند، البته با نوشابه و ماءالشعیر انتخابی! معلوم نیست آخرین وعده‌ای که خورده کی باشد، ولی زیاد غذا نمی‌خورد. مایعات اما چرا.

*

ساعت از نیمه شب گذشته. خیابان و کوچه‌های اطراف مثل روز اولش خلوت است. همه داربست‌ها و بخاری‌های بزرگ خیابان هم جمع شده. از ساک همراهش یک دست لباس مشکی دیگر بیرون می‌کشد و می‌پوشد. دشداشه را هم داخل همان ساک می‌گذارد. همراه عرقچین و شال. کاپشنش را می‌پوشد و شال بزرگی را دور تا دور سر صورتش می‌پیچد. کلاه پشمی هم را تا روی ابروها پایین می‌کشد. فقط می‌شود همان چشم‌ها را دید. چشم‌هایی که هم مرتب می‌کنند، هم اخم، هم لبخند.

دهه محرم سعید حدادیان چگونه می‌گذرد؟


پابند سنت

نزدیک به یک دهه پیش که هنوز نسل جدید مداح‌ها ظهور نکرده بودند، یکی از سه مداح پرطرفدار مجالس عزاداری محرم بود. مداحی که با سخت‌جانی بی‌نظیری روضه‌های باز یا به قول بچه هیئتی‌ها «روضه‌های مکشوف»اش می‌خواند و داغ سنگینی بر جگرها می‌گذاشت و اشک آدم را درمی‌آورد. در سال‌های اخیر مجالسش مثل چند سال گذشته سر و صدا نمی‌کند [البته جز در برخی حرف‌های درگوشی سیاسی] اما هنوز پای ثابت‌هایی دارد که حاضرند بعد از نماز صبح تا غرب تهران بروند و پای روضه‌خوانی‌هایش بنشینند یا شرق تهران را گز کنند و با صدای او گریه کنند. «سعید حدادیان» 47 ساله هم مثل مداح‌های دیگر عادت‌ها و برنامه‌های خاص خودش را دارد اما بیشتر آنها عادت‌هایی معمولی است؛ ساده و سنتی.

*

*حدادیان از دم عید قربان‌ برنامه‌های هفتگی‌اش و حضور در مجالس را کم می‌کند تا بتواند خودش را برای محرم آماده کند. در واقع او بعد از خواندن دعای عرفه به پیشواز محرم می‌رود و معمولا مراسمی قبول نمی‌کند.

*او در شعر گفتن سال‌هاست که دستی بر آتش دارد. به خاطر همین بیشتر شعرهایش را خودش می‌گوید. بیشتر دکلمه‌ها و سرودهایی که در این شب‌ها می‌خواند محصول ذهن خودش است.

*در ایام محرم، در طول روز در سه مراسم عزاداری شرکت می‌کند؛ برنامه مهدیه امام حسن مجتبی(ع) که پاتوق اصلی او در طول سال هم هست، از ساعت پنج صبح شروع می‌شود. مراسم بعدی‌اش، ساعت 10 صبح در مسجد دانشگاه تهران است و نوبت آخرین برنامه‌اش در این روزها دم غروب می‌رسد. در حسینیه شهدای بسیج افسریه که حوالی ساعت 19 شروع می‌شود. معمولا یک شب از پنج شب آخر دهه اول هم از مداح‌های اصلی مراسم عزاداری بیت رهبری است که امسال قرعه شب عاشورا به نامش افتاده بود.

*ملودی و سبک‌های بیشتر کارهایش را خودش انتخاب و تنظیم می‌کند چون بیشتر سبک‌هایش سنتی و حماسی است.

*صبح‌ها حوالی ساعت 3 صبح از خواب بیدار می‌شود تا از خانه‌اش در حوالی مرکز شهر بیرون بزند و خودش را برای مراسم به مهدیه امام حسن مجتبی(ع)، نرسیده به میدان آزادی برساند.

*از اینکه برای مراسمی دنبالش بیایند تا او را به مجلس برسانند چندان خوشش نمی‌آید. ترجیح می‌دهد با ماشین خودش به این سه مجلس برود.

*هر جا که می‌رود، محمد حسین، پسرش را هم با خودش می‌برد. در مجالسی که محمد حسین حضور دارد، معمولا بعد از پدر برای سینه‌زنی می‌خواند. اگر محمد حسین در طول روز جایی باشد، با پدر قرار می‌گذراند تا به مجلس بعدی برسند.

*او در همه سال و به ویژه در این روزهای محرم، غذاهایی را که تند باشد یا ادویه‌ای داشته باشد نمی‌خورد. راستی، کلا با قیمه (غذای رسمی این دهه) میانه چندان خوبی ندارد.

*می‌گویند حدادیان بابت مداحی در هر سه مجلس، مبلغی نمی‌گیرد. مگر اینکه صاحب مجلس خودش هدیه‌ای برای او در نظر بگیرد. مثلا قواره پارچه یک کت و شلوار یا قرآن نفیس. منبع اصلی درآمدش، حقوق استاد دانشگاهی در دانشگاه تهران است.


***

نوآوری‌های محرم 91

هم‌نوازی دست‌ها و سنج‌ها

هر ساله ایده‌هایی در هیئت‌های مذهبی رو می‌شود که حاصل فکر و طراحی هیئت‌داران، مداحان و اطرافیان است. مثل هر اتفاق دیگری، خوب و بد دارد، بگیر و نگیر هم! این چند اتفاق، امسال در چند هیئت باب شد. البته معلوم نیست خیلی‌هایش «جا» بیفتد یا فقط برای همین امسال باشد و تمام. ولی همین‌ها بالاخره باید ثبت می‌شد دیگر؛ بدون اظهارنظر درباره خوب و بدی هرکدامش.

*

یاحسین با دمام و سنج

اگر محمود کریمی چند سال پیش، بعد از مرحله «واحد» دوباره دو دم‌های قدیمی را با ریتمی جدید زنده کرد، قبل‌ترش بحر طویل خواند یا تک‌زنی به راه انداخت، امسال ریسک بزرگی کرد؛ ایده‌ای امتحان پس‌داده در دسته‌ها ولی کاملا نو برای هیئت‌ها. دمام و سنج به هیئت‌های محمود کریمی (چیذر و الهادی) آمدند تا با نوای عربی و بهم چسبیده «یا حسین» همراه شوند و ترکیب عجیب و حماسی بسازند. (باید یک نمونه‌اش را گوش کنید تا جمله قبل را درک کنید!) هنوز اسم یگانه‌ای برای این ترکیب سینه‌زنی و دمام تعیین نشده ولی «جفت‌زنی» یا «6 دست» هم به گوش رسیده!

راستی از ما نشنیده بگیرید ولی می‌گویند یک ماه قبل از محرم، پیشنهاد این کار به کریمی داده شد ولی مخالفت جدی‌اش، طرح را مسکوت گذاشت تا 5 روز مانده به محرم. حاج محمود وقتی اجرای این ایده را قبول می‌کند می‌گوید که اگر این ایده، داستان شود، برای همیشه مداحی را کنار می‌گذارد. نواختن دمام در شب اول چیذر، ناکام می‌ماند و ناهماهنگی میانداران و تعجب سینه‌زن‌ها همه چیز را بهم می‌ریزد. ولی سینه‌زن‌های الهادی، خوب عمل می‌کنند، تایید ضمنی یکی از بزرگان باعث می‌شود تا محمد صمیمی (شاعر و ایده‌پرداز) هر شب تا صبح، دو شعر غیر تکراری و متفاوت با این سبک بگوید.

از شب سوم هم سنج به دمام اضافه شد و ایده اولیه، به کمال رسید. در این ده شب، به دلیل کمی جا، در بیرون محوطه دمام می‌زدند و صدابرداری همزمان و متناسب آن هم از رخدادهای بی‌نقص محرم امسال شد. بعد از محمود کریمی، جفت‌زنی در دو شب و روز پایانی چند هیئت دیگر (از جمله هیئت الرضا- عبدالرضا هلالی) به راه افتاد. برای مانایی این ایده باید کمی صبر کرد و منتظر شد تا ایرادات و اشکالات احتمالی‌اش عیان شود.

فیلمبرداری و تدوین متفاوت

هیئت عبدالرضا هلالی امسال هم در سالن کشتی شهدای هفت تیر برگزار شد. ولی تفاوت مهمش با سال قبل، نوع فیلمبرداری و تدوین این مراسم شلوغ بود. کرین 9 متری، اجازه داد تا دوربین در تمام سالن حرکت کند و بهتر از دوربین عنکبوتی، به هرجایی سرک بکشد. مثلا زوم کند روی دست‌های بالا آماده و ناگهان با حرکت سریع به سمت مداحان حرکت کند و دوباره به سمت جمعیت بچرخد. چیدن ریل (در حد فیلم های سینمایی) در انتهای سالن و حرکت نرم و متناوب دوربین باعث شد تا دست تدوین‌گر هیئت‌الرضا هم حسابی باز باشد. تدوین تند همه این صحنه‌ها در هنگار شور زدن، یکی از عجیب‌ترین تصاویر محرم امسال بود. تاره این همه تنوع و حرکت‌های محیرالعقول را بگذارید کنار کیفیت HD فیلمبرداری!

دکورهایی که رو عوض می‌کنند

نو نیست ولی تداومش باعث شده تا به یکی از امضاهای هیئت محمدرضا طاهری بدل شود؛ بچه‌های جوان و خلاق هیئت، با وسایلی ساده دکوری اولیه ثابتی برای محرم طراحی می‌کنند و هر شب که به نام یکی از بزرگان ماجرای کربلاست، آکسسوارها را متناسب با آن شهید، تغییر می‌دهند. خود این تغییرات و نوآوری‌ها گاهی دل‌ها را آماده‌تر می‌کند و به روضه‌خوان هم مواد اولیه می‌دهد برای استفاده از آن در روضه‌هایش. شیک و ساده بودن این دکورها هم بگیر و نگیر دارد دیگر.




منبع: همشهری جوان


::
جوانی‌که حاج‌منصور ارضی باروضه‌اش اشک می‌ریزد!
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : پنجشنبه 9 آذر 1391
حسن حسینخانی، مداح و مرثیه خوان جوان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است که جوانی اش را وقف نوکری این خاندان کرده است. علی رغم سن و سال جوانی که دارد با عنایت حضرات معصومین (ع) و نگاه خاصه ی حضرت زهرا (س) امروزه محبوبیت بسیار بالایی در دل گریه کن ها و مادحین پیدا کرده است. از سن 13 سالگی که در هیئات محله مهرآباد جنوبی به روضه خواندن می پرداخت، به هیئات مورد علاقه ی خود در سایر مناطق هم می‌رفت تا از تجارب بزرگان عرصه ی مداحی استفاده کند، آن روزها را روز یادگیری و زانو زدن در محضر مادحین صاحب نفسی مثل حاج منصور ارضی، حاج رسول فیض، سید محمد جوادی و ... می داند.

حسین خانی حدود 20 یا21 ساله بود که آرزو داشت برای روضه های خودش حسینیه داشته باشد که با پارکینگ خانه ی پدرش به آرزویش رسید. هنوز هیئت «یازهرا(س)» شبهای چهارشنبه در همان پارکینگ مقدس برگزار می شود. حسینیه «یازهرا(س)» که مادرش بانی آن بوده این روزها به محفلی تبدیل شده که خیلی از مداحان مطرح ایران در آن حضور پیدا می کنند. هر چند همین مادر حسن از چند روز مانده به عاشورای امسال به کما رفته اما این مصیبت مانع از ادامه نوکری او زیر بیرق حضرت حسین(ع) نشده است.

اگر از حسینخانی بپرسند چه روضه ای بیشتر دلت را می سوزاند، یا او را به چه روضه ای می شناسند در جواب می‌گوید فقط روضه ی قتلگاه سیدالشهدا (ع). خیلی از مستمعین روضه اش می گویند در روضه ی گودال امام حسین (ع) بسیار گریه می کند، ناله می زند و مثل اسفند روی آتش است. روضه گودال از همه سخت تر است. اما اکثراً حسن حسینخانی را از حضورش در هیئتی اطراف میدان بهارستان می شناسند. "حیسنیه ی دلریش" که حاج رسول فیض آ نجا روضه می‌خواند، جایی است که حسن حسینخانی را بیشتر از جاهای دیگر به مردم شناساند. حسنیه دلریش حسینیه ترک های مقیم تهران است که از حسن می خواستند تا برای مردم کمی روضه بخواند. حسینخانی که خود از پانشین های روضه حاج رسول فیض بود آنقدر از میان جمعیت حق روضه را خوب ادا می کرد که مطلوب مردم شد.

حسینخانی جوان حدود 28 ساله ای شده که حاج منصور ارضی درباره‌اش می‌گوید: "یک عمر روضه خواندم و اشک مردم را درآوردم ولی حالا فقط دوست دارم این جوان روضه بخواند و من گریه کنم."

اگر مداحی را فن بدانیم مهارت او می‌شود انتخاب شعر و حفظیات شعر از قدما و رابطه او با شاعران معاصر آئینی. آنقدر حجم شعرهایی که حفظ کرده بالاست که چندی پیش وقتی از او برای مرثیه خوانی در یک هیئت دعوت کرده بودند عنوان شاعر را هم برایش آورده بودند. هر چند هنوز جوان است اما تا به اینجای کار از نظر اخلاصی که لازمه ورود به دنیای هیئت سید‌الشهدا(ع) و مکتب مقدس نوکری در دستگاه آل الله(ع) است، می‌شود به ادب و ارادتی که او به نوکران و پیر غلامان اهل بیت (ع) دارد اشاره کرد. این ویژگی‌ها موارد قابل توجهی است که حسن حسینخانی را از سایر مرثیه خوان‌های جوان متمایز می‌کند، او می‌داند جای کدام شعر کجاست یا کدام شعر با چه لحنی بیان شود اثر بیشتری در دل مستمع خواهد گذاشت و... این امتیاز ها به علاوه سوز صدایی که اهل بیت(ع) به او عنایت کردند از او «حسن حسینخانی»ای ساخته که با همه فرق داشته باشد و اینقدر در دل مردم جا کند.

::
پای این پرچم ایستاده ایم!
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : چهارشنبه 8 آذر 1391
آخرین مراسم دهه اول محرم هیئت رزمندگان شمیرانات با حضور هزاران نفر از جوانان عاشق اباعبدالله الحسین(ع) ، عصر عاشورا در امام زاده علی اکبر چیذر برگزار شد.


حاج محمود کریمی در پایان این برنامه ضمن توصیه جوانان به حفظ حال و محرم در زندگی خود گفت: یکی ازچیزهایی که باید از محرم توشه خود کنید ، خواندن نماز اول وقت است. احترام به پدر و مادر نیز از وظایف یک هیئتی است.


این مداح اهلبیت (ع) با بیان اینکه بعضی از جوانان متاسفانه از سر
ناآگاهی با ظاهری دور از شان یک عزادار در هیئت ها و دسته ها شرکت می کنند گفت: باید این افراد را آگاه کرد. باید از این ها سوال شود اگر عزا و ختم یکی از اقوام خودتان هم بود آیا با این ظاهر آرایش شرکت می کردید.

جوان عزیز! بدان ظاهری که دیگران را به گناه بیاندازد ، تیری است که به قلب بی بی دو عالم زده می شود
.


حاج محمودکریمی در بخش دیگری از سخنانش ، با اشاره به انتقاداتی که برخی به دمام نوازی و طبل زنی امسال در این هیئت کرده بودند، گفت: متاسفانه بعضی ها به خودشان اجازه می دهند در همه زمینه ها فتوا بدهند. این خیلی عادت بدی است. ملاک ما در همه موارد مقام معظم رهبری و مراجع معظم تقلید هستند.


درباره این موضوع هم آقای ریاضت شب های قبل روایت های مربوطه را خواندند. پس چرا بعضی افراد دوست دارند درهر موضعی فتوا بدهند . حدیث عنوان بصری را بینید. آیت الله قاضی می فرمود من اگر به جایی رسیدم با این حدیث بود. ذیل این حدیث ، امام صادق (ع) به عنوان بصری می فرماید: از فتوا دادن فرار کن.


این ذاکر اهلبیت(ع) در ادامه با بیان اینکه این عزاداری ها و پرچم ها از بین رفتنی نیست ، گفت : قمر بنی هاشم(ع) درخطبه معروفش بربام کعبه به دشمنان فرمود اگر قصد کشتن حسین(ع) را دارید ، اول باید مرا بکشید، ما هم به دشمنان می گوییم اگر قصد از بین بردن دستگاه امام حسین (ع) را داری اول باید به سراغ ما بیایی. آفرین به شما جوانان که پای پرچم سیدالشهدا ایستاده اید. مرحوم آیت الله مجتهدی می فرمود : در کربلا داش مشتی ها در کنار امام ماندند اما با سوادهای مدعی برای ایستادن کنار ایشان استخاره کردند و بد آمد . شما جوانان با صفا اگر در عاشورا بودید ارباب را تنها نمی گذاشتید.


حاج محمود کریمی در پایان از تمامی دست اندرکاران برپایی این عزای سیدالشهدا(ع) اعم از همسایه ها ، راهنمایی و رانندگی ، نیروی انتظامی ، آتش نشانی وانتظامات هیئت تشکر کرد.

این مداح اهلبیت (ع) برنامه بعدی این هیئت را ایام شهادت حضرت رقیه (س) از 28 آذر ماه به مدت سه روز اعلام کرد.



::
هدیه امام‌حسین (ع) به امیرکبیر...
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : چهارشنبه 8 آذر 1391
آیت الله العظمی اراکی رحمت الله علیه فرمودند: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم. چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت: خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت: نه
با تعجب پرسیدم؛ پس راز این مقام چیست؟
جواب داد: هدیه مولایم حسین است!
گفتم :چطور؟
با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم:
میرزا تقی خان! 2 تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه ؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود!
از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

منبع: فرهنگ نیوز


::
تنها نامه‌ای که حضرت امام بدون «بسم الله» نوشت :
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : یکشنبه 14 آبان 1391
پس از تسخیر لانه جاسوسى آمریكا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، جیمى كارتر رئیس جمهورى آمریكا احتمالا با هماهنگى عوامل داخلى و به خصوص چند عضو كابینه دولت موقت، «رمزى كلارك» و «ویلیام میلر» را براى ملاقات با امام خمینى(ره) به ایران اعزام داشت.
نمایندگان اعزامى در حالی كه به تركیه رسیده بودند و خود را براى سفر به ایران آماده مى‏كردند، پیام فوق الذكر حضرت امام صادر شد و آنان بدون اخذ نتیجه به آمریكا باز گشتند.
پیام كوتاه و مختصر حضرت امام بلافاصله در جهان و رسانه‏هاى گروهى بین المللى انعكاس گسترده و كم نظیرى یافت. یادگار حضرت امام، آقاى سید احمد خمینى در این باره تصریح مى‏كنند: «حضرت امام به محض اطلاع، اعلامیه‏اى صادر فرمودند و در آن اطلاعیه هیأت آمریكایى را نپذیرفتند و به همه اعضاى شوراى انقلاب، هیأت دولت موقت و سایر مسئولین تذكر دادند كه هیچ كس حق ملاقات با این هیأت آمریكایى را ندارد.»

نكته قابل توجه در این اعلامیه آن است كه این تنها اعلامیه حضرت امام است كه بدون «بسم الله الرحمن الرحیم» است همانند سوره برائت در قرآن كریم.


*زمان: 16 آبان 1358/16 ذى الحجه 1399

مكان: قم

مخاطب: شوراى انقلاب اسلامى و مسئولان دولتى

از قرار اطلاع نمایندگان ویژه كارتر در راه ایران هستند و تصمیم دارند به قم آمده و با اینجانب ملاقات نمایند. لهذا لازم مى‏دانم متذكر شوم دولت آمریكا كه با نگهدارى شاه، اعلام مخالفت آشكار با ایران را نموده است و از طرفى دیگر آنطور كه گفته شده است، سفارت آمریكا در ایران محل جاسوسى دشمنان ما علیه نهضت مقدس اسلامى است، لذا ملاقات با من به هیچ وجه براى نمایندگان ویژه ممكن نیست و علاوه بر این:

1- اعضاى شوراى انقلاب اسلامى به هیچ وجه نباید با آنان ملاقات نمایند.

2- هیچ یك از مقامات مسئول حق ملاقات با آنان را ندارند.

3- اگر چنانچه آمریكا، شاه مخلوع- این دشمن شماره یك ملت عزیز ما- را به ایران تحویل دهد و دست از جاسوسى بر ضد نهضت ما بردارد، راه مذاكره در موضوع بعضى از روابطى كه به نفع ملت است باز مى‏باشد .

روح اللَّه الموسوى الخمینی

::
:: مرتبط با: مذهبی ,
پای منبر آیت الله حق شناس:
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : شنبه 6 آبان 1391
قلب، خانه ملائکه است، صفات رذیله مثل سگ‌های پارس کننده هستند و ملائکه در خانه ای که سگ باشد وارد نمی‌شوند.
سه امری که وسوسه شیطان را از بین می‌برد
وقتی به این سه امر متخلق (متصف) شدی وسوسه شیطانی در تو از بین می‌رود:
اول این‌که هر‌ ‌چه در دست توست ملک خودت ندانی.
دوم مدبر امور را خداوند متعال بدانی و اگر عمل نیک انجام دادی، از آن خدا بدانی.
سوم این‌که تمام اشتغال خود را در انجام اوامر و نواهی صرف کنی.
راه مبارزه با نفس
ابلیس شاگرد نفس است، اگر شما بخواهید این ‌نفس را که استاد شیطان است بکوبید و رام کنید، باید خود را فقیر کنید. باید خودتان را در مقابل عظمت حضرت حق هیچ بدانید. بعد از این مرحله، مرحله شب‌زنده داری است، این دو راه، را ه مبارزه با نفس است.


::
کمتر کسی است که در ایران به تماشای تلویزیون نشسته باشد و معلم قرآنی که سالهاست با تخته و گچ مهمان خانه های مردم می شود را نشناسد.
خودش تعریف می کرد: «یک نفر در حرم امام رضا علیه السلام از من پرسید چند سال است که طلبه هستی؟ گفتم بیست سال! گفت امام علی علیه السلام هر وقت اصحاب خودش را می دید، خوشحال می شد شما که بیست سال است روحانی هستی، یک مرتبه شده که حضرت مهدی (ع) به تو نگاه کند و لذت ببرد؟ گفتم نمی دانم»
استاد محسن قرائتی ریاست هیئت امناء بنیاد فرهنگی حضرت مهدی(عج) را بر عهده دارد؛ جایی که به پرسش، آموزش و پژوهش درباره امام عصر علیه السلام می پردازد و هدف آن ترویج و معرفی فرهنگ مهدویت و آشناسازی اقشار جامعه به ویژه نسل جوان با شخصیت امام مهدی علیه السلام است.
درس و نکته های استاد درباره امام موعود مثل همیشه خواندنی است که در ادامه گزیده آن از نظرتان می گذرد...


***هرکسی انتظاری دارد؛ انتظار جایزه، مدال، درجه، ازدواج، تمام شدن قسط! بالاخره هرکسی در زندگی انتظار و امیدی دارد و زندگی هم به همین امیدهاست. اگر چراغ امید خاموش بشود، دیگر کسی دنبال کاری نمی رود. منتها ببینیم چه انتظاری ارزش دارد؟ اگر خواستید ببینید فردی چقدر ارزش دارد ببینید آرزویش چیست؟

***آرزوی بچه آدامس است. هرچه روح بزرگ تر شود، امید های او هم بزرگتر می شود. بزرگترین افراد کسانی هستند که در انتظار حضرت مهدی علیه السلام باشند. چون انتظار حضرت یعنی امید جهانی! عدالت جهانی امنیت جهانی! ما با انتظار ظهور، در انتظار محو فقر، محو تبعیض، محو بی عدالتی ها، انتظار همه خوبی ها و محو همه بدی ها هستیم.

***می گوییم « با حجه ابن الحسن عجل علی ظهورک» خوب اگر ظهور فرماید ما چه خواهیم کرد ؟! کسانی که در انقلاب هیچ نقشی نداشته اند چطور انتظار فرج دارند؟! کسانی که ترسیدند فرزندی به جبهه نفرستادند، با احتیاط بگویند امام زمان بیا. برای اینکه امام زمان که بیاید خواهد فرمود: با دشمنان مقابله کنید! و حال آنکه دشمن به خانه ات آمد و شما پنهان شدی و ترسیدی! می خواهی یار امام زمان باشی؟ کسانی که دو لیتر برای امام زمان گریه می کنند ولی حاضر نیستند که یک سیلی برای امام زمان بخورند نمی توانند یار آن حضرت باشند!

***صداقت داشته باشیم! قرآن می فرماید « أولئک هُمُ الصَّادِقُونّ» آنها راستگویانند.
علت اینکه من الان دم از آقا می زنم، این است که در سرازیری هستم و در سرازیری هر بشکه ای بنز است! در سرازیری هر بی دینی دین دار است؛ چون انتظار زبانی نیست عملی است؛ انتظار مصلح را کسی دارد که خودش صالح باشد و حرکت کند.

***امام باقر علیه السلام فرمود: امام زمان که بیاید دست به کارهای تازه ای خواهد زد، کتاب جدیدی می آورد. البته کتاب همین، قرآن است ولی چون به آیات آن عمل نشده است. وقتی امام بیاید قرآن بخواند، مردم می گویند ما تا حالا چنین دینی سراغ نداشتیم.

***در روایت داریم امام زمان علیه السلام کارهایی می کند که بعضی از مذهبی ها هم ناراحت می شوند! در بعضی از روایات داریم که از برخی مسجدها می گویند برویم او را بکشیم چون این آمده بساط ما را به هم زده است. الان ممکن است افراد مذهبی سنتی وجود داشته باشند که اگر حرف حقی به خلاف آداب پدران آنها بزنی زیر بار نروند.

***آیت الله العظمی بروجردی بعضی از مذهبی ها را از کارهای خلاف و خرافی نهی فرموده بود، گفته بودند: شما مرجع تقلید هستی، سالی 364 روز ما از شما تقلید می کنیم اما یک روز عاشورا در اختیار ما باشد. پس درباره امام زمان آمده است که «بامرٍ جدیدٍ و کتابٍ جدیدٍ و سنتهٍ جدیدهٍ و قضاءٍ جدیدٍ» حضرت با دستور و کتاب و روش و قضاوت جدید می آید.

***امام در تفسیر آیه «وَ یحی الاَرضَ بعد موتِها » می فرماید: بهار مهدی که آمد، زمین با عدل زنده می شود... زنده شدن با گل و گیاه، زنده شدن طبیعی است. یک زنده شدن سیاسی هم هست که با عدالت صورت می گیرد.


***هستی برای بشر است، آیات زیادی با کلمه (لکم) داریم، یعنی هستی برای شماست. انسان هم برای عبادت نه اینکه همه اش بر سر نماز باشد بلکه همه کارهایش رنگ خدایی داشته باشد. حالا اگر هستی برای بشر و بشر برای عبادت است، اگر بشر عبادت نکرد، ظلم کرد، دیگر وجود این بشر لازم نیست؟ چون سفره پهن کرده ایم برای اینکه مهمان غذا بخورد، اگر غذا نمی خورد سفره را جمع کنیم؟

***خدا می فرماید «ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم» به خاطر وجود پیامبر است که ما شما را عذاب نمی کنیم. مثل اینکه سفره باز است، همه غذا می خورند و بعضی آن را نفله و اسراف می کنند اما یک انسان محترم نشسته و مشغول غذا خوردن است صاحب خانه به خاطر او سفره را جمع نمی کند با اینکه گاهی خادم مسجد می بیند همه رفتند یک نفر مرد خدا مشغول عبادت است، به خاطر او لامپ های مسجد را خاموش نمی کند! حدیث داریم «لولا الحجه لساخت الارض» یعنی اگر حجت خدا نباشد، زمین اهل خود را فر می برد!

***سیم ها باعث می شوند که لامپها روشن شود. در اسکناس هم یک نخ است که به اسکناس ارزش می دهد هستی هم یک دارد؛ در دعای ندبه خطاب به امام زمان می خوانیم «این السبب المتصل بین الارض و السماء» نخ اعتبار و ارزش هستی حضرت مهدی علیه السلام است! پس معلوم می شود باید یک عبادتی روی زمین باشد که به اندازه هستی بیارزد. عبادت ما که چیزی نمی ارزد. آن وقت ابر و باد مه خورشید و فلک کار می کنند ...

***اعتقاد به امام زمان فطری است

***فطری یعنی چه؟ یعنی چیزی که چهار تا هر دارد هر،هر،هر،هر دارد !
مثال: علاقه مادر به بچه فطری است. چرا ؟ چون در هر زمان، در هر مکان، در هر سن در هر رژیم و حکومتی مادر بچه اش را دوست دارد اما فلفل خوردن و پوشیدن لباس عربی فطری نیست. چیزی فطری است که در هر زمان، هر سن، و هر جامعه یک طور باشد.

***امید به آینده در فطرت بشر است؛ چون همه مردم دنبال آینده خوب هستند. در طول تاریخ بشر اینچنین بوده است و انسان همیشه به دنبال یک حکومت عادلانه و حق است و این علاقه به یک آینده روشن و بهتر که در تمام روحیه ها هست فطری است.عقل هم اجازه نمی دهد که ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند و بعد چهار تا متجاوز مثل گرگ بیایند چهار تا مظلوم مثل میش را بخورند. برای همین وجود یک حکومت عدل ضرورت است.

***قرآن هم می فرماید . «وعدالله الذین امنو منکم و عملو الصالحات » خدا وعده داده به مؤمنان نیکوکار که «لیستخلفنهم فی الارض» تا در زمین آنها خلیفه و حاکم شوند. «و ارسل رسوله بالهدی » پیغمبر اسلام را همراه با هدایت و دین فرستاد و تا «لیظهره علی الدین کله» اینکه اسلام در سراسر دنیا منتشر شود و ظهور یابد. «و لقد کتبنا فی الزبور» در کتاب زبور داوود نوشتیم «ان الارض یرثها عبادی الصالحون» بندگان صالح حکومت را به دست خواهند گرفت و آینده بشر با حکومت حق است. «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض» ما تصمیم داریم و سنت و قانون وبرنامه حتمی ما این است که مستضعفین کره زمین حکومت را به دست بگیرند ...

انتظار صبر است، نه احتظار

***انتظار یک عمل است، نه حالت. چون می فرماید «افضل الاعمال انتظار الفرج» نه « افضل الحالات»
معلوم می شود انتظار سکوت و احتضار و سکون نیست. در روایت است که انتظار مثل رزمنده، ثواب غلطیدن در خون را دارد، مثل انسان شهیدی که در خون خودش می غلتد! ولی اگر ما منتظر باشیم مثل هروئینی هایی که کنار کوچه چرت می زنند، این ثواب غلتیدن در خون را دارد!؟

***نکته دیگر اینکه منتظر اسم فاعل و منتظر است مفعول است ؛ پس منتظر با منتظر باید یک سنخیت و شباهتی داشته باشند. کشاورز منتظر میوه است. مستکشف منتظر کشفیات است. مخترع منتظر اختراع است و والدین منتظر فرزند هستند. باید بین این دو سنخیت باشد. ما که منتظر آقا هستیم، باید رفتارمان با رفتار آفا یک سنخیتی داشته باشد. پس منتظر یعنی انسان تلاشگر.

***امام صادق علیه السلام فرمود «من سر ان یکون من اصحاب القائم » کسی که دوست دارد از اصحاب حضرت مهدی باشد «فلینتظر» منتظر باشد «و لیعمل بالورع» تقوا داشته باشد. «محاسن الاخلاق و هو منتظر» منتظر باشد. «و لیعمل بالورع» تقوا داشته باشد. « و محاسن الاخلاق و هو منتظر» اخلاق خوب داشته باشد. امام سجاد علیه الاسلام فرمود کسانی که منتظر آقا امام زمان هستند «الدعاه الی دین الله » تبلیغ می کنند برای دین خدا «سرا و جهرا» علنی و مخفیانه. یعنی صبح تا شام تلاش می کنند برای دین شان! این معنای انتظار است ...

***می گویی چرا تکان نمی خوری ؟ می گوید: امام زمان می آید کارها را درست می کند! مثل کسانی که در تاریکی می نشینند و منتظر خورشیدند! منتظرن خورشید بتابد اما در تاریکی نمی نشینیم، لامپی روشن می کنیم! یا زمستان منتظر هوای گرم تابستان هستیم اما بخاری روشن می کنیم.

***بعضی معنای «انتظار» را نفهمیده اند؛ مثل محبت، عشق و مودت به علی علیه السلام! می گوید: علی گویم، علی جویم: علی پویم، علی مولای درویشان ... علی در جبهه، در نماز جمعه و جماعت، در محراب، روی منبر، سر درس، بیل به دست، در مزرعه بود؛ آیا آنجا که علی علیه اسلام بود ما هستیم !؟

***نمی شود کسی بگوید یا حجه بن الحسن دوستت دارم ولی سهم امام ندهد! مثلاً پول یکی را بردارد، بعد بگوید آقا بنده ارادتمندم، چاکرم، مخلصم، دو لیتر برایت گریه می کنم و دعای ندبه می روم، اسم بچه ام را مهدی می گذارم، سینه هم می زنم اما سهم امام نمی دهم!

***شما اگر منتظر مهمان هستی در خانه نمی خوابی و اگر بخوابی، پس معلوم می شود منتظر نیستی؛ مردی که منتظر مهمان است می آید درب خانه، سر کوچه می ایستد و زنی که منتظر مهمان است، سبزی اش را پاک می کند سفره اش را آماده می کند. کسی می تواند منتظر باشد که خبر از جنایت تاریخ داشته باشد. بفهمد که در تاریخ چه می گذرد و بفهمد حضرت مهدی علیه السلام چه مصلحی است

***حدیث داریم «من مات و لم یعرف امامه مات میتهً جاهلیهً» یعنی اگر انسان ، امام را نشناسند دین ندارد! درباره اهمیت شناخت امام دعائی داریم که « اللهم عرفنی نفسک فانکان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک الهم عرفنی رسولک فإنک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ظللت عن دینی» می گوییم: خدایا بدرستی که تو اگر خودت را به من نشناسانی نمی توانم پیغمبرت بشناسم. خدایا اگر پیغمبرت را نشناسم امام را هم نمی شناسم، امام را به من بشناسان ، اگر نشناسانی کج می روم ! یعنی انسان اگر امام و حجت خود را نشناسد. از دین گمراه می شود ! بنابر این انحراف وقتی است که انسان امام زمانش را نشناسد. البته شناخت نه در حدی که پسر امام حسن عسکری است این شناخت شناسنامه ای است.

***لشکر حر از طرف یزید راه بر امام حسین علیه السلام بستند ولی حضرت فرمود به همه آنها آب بدهید، یکی دیر آمد گفت این را هم آب بدهید و یکی از آنها هم که نمی توانست درست آب بخورد حضرت با دست مبارک خودش به او آب داد! چه کسی دیده که فردی به دشمنش با محبت آب دهد؟ اینکه حر توبه کرد به خاطر این محبت بود ببینید چقدر روح بزرگ است، چون پدر امت است.

***این هم که می گویند امام زمان علیه السلام با شمشیر می آید، شمشیر برای کسانی است که جز منطق زور چیزی دیگری نمی فهمند، مثل اسرائیلی ها! آیا قابل نصیحت هستند؟ سازمان ملل می تواند آنها را مهار کند؟ چه قدرتی می تواند؟ این منطق زور است. ولی امام زمان سر تا پا مهر است. چون می فرماید. «ولاناسین لذکرکم» ما لحظه ای شما را فراموش نمی کنیم.


***شخصی خیلی دنبال امام زمان می گشت.مسجد کوفه، مسجد سهله، این طرف آن طرف، خودش را به آب آتش زد. تا بالاخره از طریقی فهمید که امام زمان فلان روز، فلان شهر و فلان خانه تشریف دارند. آمد دید خانه زنی است که جوانش مرده است و سید بزرگواری هم نشسته؛ آقا به او فرمود چقدر خودت رو به این طرف و آن طرف می زنی؟ مثل این زن باش، ما به خانه ات می آییم! می گوید از این زن تحقیق کردم متوجه شدم که او در زمان رضا شاه لعنتی که حجاب را بر می داشت، هفت سال برای حفظ عفاف و حجابش از خانه بیرون نیامد که مبادا پاسبان های زمان رضا شاه چادر از سرش نکشند.

***افراد زیادی از من پرسیده اند که چه کنیم امام زمان را ببینیم؟ گفته ام چشمت گناه نکند لیاقت ملاقات پیدا می کنی. شما اگر توی یک ظرفی حنا دست کردی، ظرف بعد از شستن هم بوی حنا می دهد. البته ما وظیفه نداریم کارهایمان را تعطیل کنیم، برویم دنبال دیدن امام زمان ! کما اینکه وظیفه نداشتند یاران امام صادق علیه السلام بروند دنبال دیدن امام صادق! آنچه مهم است، شناخت و اطاعت است، گرچه زیارت و ملاقات هم یک ارزش است اماما چنین تکلیفی نداریم. حدیث می فرماید «اتقوالله» تقوا داشته باش، امام به شما توجه می کند.


::
:: مرتبط با: مذهبی ,
«فتنه آخرالزمان» از زبان آیت‌الله بهجت
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391

حضرت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» به پرسش‌هایی از قبیل چرایی غیبت امام زمان علیه‌السلام، فتنه آخرالزمان و نحوه مقابله با آن پاسخ گفته‌اند که مشروح آن در ادامه مطلب می آید می‌آید:


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: مذهبی ,
استقبال از بهار در پاییز
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : چهارشنبه 19 مهر 1391





::
:: مرتبط با: تصویر ,
بدون شرح
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : چهارشنبه 19 مهر 1391


::
:: مرتبط با: تصویر ,
روزی که آقا سید علی از خدمت اجباری فرار کرد
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391
شرح اسم" عنوان کتاب زندگینامه رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۷ است که توسط هدایت الله بهبودی به رشته تحریر در آمده و توسط موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی به چاپ رسیده است. البته این کتاب اولین بار همزمان با برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد؛ اما به دلیل وجود برخی اغلاط تاریخی، توزیع آن متوقف شد تا اینکه مدتی قبل پس از برطرف شدن اغلاط، چاپ و در اختیار علاقه مندان گرفت. در نظر داریم هر روز بخشی از این کتاب را منتشر کنیم.
آنچه در ادامه مطلب از نظرتان می گذرد بخش سی و دوم ام این کتاب است.




:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: مذهبی ,
یاعلی ابن موسی الرضا(ع)
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391


::
:: مرتبط با: تصویر ,
3عمل مستحبی نجات بخش
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : دوشنبه 17 مهر 1391

اگر کسی با قرآن مأنوس شود، مطمئناً قرآن هم با او انس می‌گیرد و به او یاری می‌رساند.باید دانست که انس با قرآن در همه حالات، انسان را از همه آفات و بلیات حفظ می‌کند و مانع سقوط وی خواهد بود

متن کامل در ادامه مطلب


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: تفسیر ,
میآید بوی ماه عشق
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : یکشنبه 16 مهر 1391


::
:: مرتبط با: تصویر ,
قدیمی‌ترین گنبدشوی حرم امام‌رضا
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : شنبه 15 مهر 1391
«اسدالله زرین‌مهر» چهل سال پیش برای همکاری در معماری حرم ثامن الحجج(ع) وارد این آستان نورانی شد. بیست سالی که گذشت، روزی دل به دریا زد و به عشق در آغوش گرفتن طلایی‌ترین گنبد ایران اسلامی بالای آن رفت.

22-23 متر ارتفاع گنبد است و از نوک گنبد تا زمین هم تقریبا 70 متر می‌شود. آویزان‌شدن از طناب در آن ارتفاع به خودی خود هراسناک است، چه برسد به اینکه بخواهی فرچه به دست بگیری و کاشی‌های طلا را با مایع مخصوص بشویی!


می‌گوید: قدیم‌ترها هفته‌ای یک بار گنبد را می‌شستیم یا حداقل آب می‌گرفتیم، اما حالا معمولاً هر چهار ماه یک بار این کار دلهره‌آور اما دوست‌داشتنی انجام می‌شود.

 

عمو اسدالله که 70 بهار را پشت سر می‌گذارد، با مرحوم علامه بهلول گنابادی همشهری است.

حالا خانه‌اش در مشهد به واسطه فیض و پناه ملتمسان دعا تبدیل شده است، خیلی‌ها نزد عمو اسدالله می‌آیند و از او می‌خواهند زمانی که آن بالا گنبد طلای حضرت رضا(ع) را در آغوش گرفته است، برایشان دعا کند.

از راه دور به عمو اسدالله خدا قوت می‌گوییم و از این پیرمرد معنوی حرم آقا التماس دعا داریم.



::
:: مرتبط با: مذهبی ,
بازداشت عوامل انتشار عكس‌های مبتذل
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : شنبه 15 مهر 1391
سرگرد دالوند در گفت‌وگو با ایسنا، در تشریح جزئیات این خبر گفت: ماموران پلیس فتا در حین رصد فضای مجازی و شبكه‌های اجتماعی چندین صفحه را مشاهده كردند كه اقدام به انتشار عكس‌های مبتذل خصوصی و خانوادگی كرده بودند.

وی ادامه داد: با توجه به اینكه قانون‌گذار این موضوع را در قانون جرایم رایانه‌ای تلقی كرده است مراتب مورد بررسی قرار گرفت و پس از ساعت‌ها كار اطلاعاتی و تخصصی متهمان شناسایی و دستگیر شدند.

دالوند با بیان اینكه یكی از متهمان به دلیل پایین‌بودن سن، در حضور والدینش مورد بازجویی قرار گرفت و موضوع اتهام به وی تفهیم شد، گفت: وی از انجام كارش اظهار ندامت كرد.

رییس پلیس فتای كیش با بیان اینكه متهم دوم دارای چندین فقره سابقه غیراخلاقی نیز هست، گفت: هر دو متهم به همراه مدرك و مستندات به دادگاه اعزام شدند.

رییس پلیس فتای كیش با تاكید براینكه بر اساس ماده 21 قانون جرایم رایانه‌ای، اشاعه فحشا و منكرات در فضای مجازی و نیز انتشار، توزیع و معامله محتوای خلاف عفت عمومی جرم است، گفت: پلیس فتا با عاملان چنین جرائمی قاطعانه برخورد خواهد كرد.


::
تصویری از رهبرانقلاب در كنار پدربزرگوارشان
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : جمعه 14 مهر 1391


::
:: مرتبط با: تصویر ,
ژنرال «الله کرم» در ربع قرن پیش
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : پنجشنبه 13 مهر 1391
تا به حال از جزئیات زندگی شخصی «حاج حسین الله کرم» اطلاعات دقیقی منتشر نشده است و شاید این قبیل ریزه کاری های حیات حاج حسین زیاد هم مهم نباشد. امروز حاج حسین، اواسط دهه پنجم از زندگی خود را طی می کند و او را با عنوان «کارشناس امور استراتژیک نظامی» می شناسند. از سوابق ایشان هم تنها فعالیت های سیاسی اش در دو دهه گذشته در اذهان عمومی رسوب کرده است و هر کس و ناکس هم از دیدگاه جناح سیاسی خود به قضاوت درباره ی وی می نشیند اما کمال بی انصافی است که کارنامه درخشان این سردارِ سال های جهاد و حماسه از نظرها پنهان بماند. «حاج حسین الله کرم» سالارِ بی بدیلِ اطلاعات و عملیات بود و هیچ بخشی از مناطق عملیاتی جنوبی و غرب نیست که بر کفِ پوتین های این مجاهد خسته گی ناپذیر بوسه نزده باشد.
صرف نظر از تمامی گفته ها و تحلیل ها درباره شخصیت سیاسی حاج حسین، بی تردید
مردی که تمامی سال های جنگ را از ابتدا تا انتها، در جبهه های نبرد گذرانده،  مدال شرف و غیرت را از تاریخ دریافت خواهد کرد و در صورت ثبات قدم در جاده ی حق و حقیقت، پاداش مجاهدات خود را از سالار شهیدان خواهد گرفت.
تصاویر زیر، در میانه ی سال های دفاع مقدس از «حاج حسین الله کرم» برداشته شده است. خداوند به حق یاران شهیدش، این سردار را عاقبت به خیر گرداند و در مسیر ولایت و اسلام ناب محمدی مستدام بدارد.






::
:: مرتبط با: شهدا ,
نظر آیت‌الله بهجت درباره اختیارات ولی‌فقیه
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : پنجشنبه 13 مهر 1391
حضرت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» درباره ولایت فقیه و محدوده اختیارات آن می‌فرماید:

می‌دانیم که دین اسلام آخرین دین، و احکام و قوانین اسلام آخرین مقرراتی است که از ذات مقدس پروردگار وضع شده است، و پیغمبری بعد از خاتم انبیا صلی‌الله علیه و آله نخواهد آمد ‌و کتابی آسمانی بعد از قرآن کریم فرستاده نخواهد شد و باید این کتاب تا قیام قیامت، کتاب قانون بوده و عترت اهل‌بیت پیامبر اکرم علیهم‌السلام، مبیّن آن باشند.

و نیز روشن است که امت محمدی صلی‌الله علیه وآله در زمان حضرت حجت و معصوم حق، هر چند در زندان یا در حال تبعید باشند، می‌توانند وظیفه خود را ولو با مشقت بسیار و تحمل مشکلات فراوان به دست آورند. ولی سخن درباره زمان غیبت کبرای حجت حق است که در این موقعیت نمی‌توان برای مسئله بیش از سه صورت فرض کرد:

1- کتاب خدا و احکام و قوانین دین تعطیل شود؛

2- خود به خود بماند، یعنی خودش وسیله ابقای خود باشد؛

3- نیاز به سرپرست و حاکم و مبیّن دارد که همان ولی امر و مجتهد جامع‌الشرایط است.

فرض اول عقلا و نقلا باطل است، زیرا دین مبین اسلام، آیین خاتم است و تا ختم نسل بشر باید راهنما و آیین امت باشد.

و فرض دوم نیز باطل است، زیرا قانون خود به خود اجرا نمی‌شود و نیاز به شخص و یا اشخاص دارد تا آن را حفظ و به اجرا در آورند.

ناچار باید به فرض سوم قائل باشیم و بگوییم:‌ جامعه مسلمین را باید ولی امر به همت شئونات و ابعاد آن اداره کند.

از سوی دیگر نیز روشن است که جامعه نیاز به تشکیلات فراوان از جمله: ارتش، آموزش و پرورش، دادگستری و ... دارد، لذا باید دست ولی فقیه، در همه شئونات مادی و معنوی، مبیّن، شارح، راهنما و حلال مشکلات باشد.

در نتیجه، ولی فقیه باید تمام شئونات امام معصوم (ع) به استثنای امامت و آنچه را که مخصوص امام معصوم است داشته باشد تا بتواند اسلام را در جامعه پیاده کند ‌وگرنه در صورت عدم وجود تشکیلات حکومتی، دشمنان نخواهند گذاشت که حکومت و آئین اسلامی عملی شود. دلیل دیگر اینکه با استدلال خلف می‌توان گفت: هیچ جامعه و کشوری با هرج و مرج پایدار نمی‌ماند از این رو باید قانون و حاکم و حکومتی در آن حکمفرما باشد و اگر حکومت طاغوت حاکم باشد دین مبین اسلامی باقی نمی‌ماند و این خلاف فرض است چون گفتیم به دلیل عقلی و نقلی باید دین مبین اسلام تا قیام قیامت باقی بماند؛

«وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ»؛ هر کس دین دیگری غیر از اسلام را بجوید، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود.


::
:: مرتبط با: تفسیر ,
رفتارسخیف رهبرجدیدجهان اسلام!
نویسنده : خادم الزهرا(س)
تاریخ : چهارشنبه 12 مهر 1391
رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه و رهبر حزب عدالت و توسعه در کنفرانس حزبی اخیر خود که با حضور خالد مشعل و برخی شخصیت‌های خارجی برگزار شد، شدیداً ایران را مورد حملات لفظی خود قرار داد.




خالد مشعل از اعضای ارشد حماس که به واسطه حمایت‌های ایران به یک حزب سیاسی در فلسطین تبدیل شده است، در جریان این کنفرانس عنوان کرد: اردوغان نه یک رهبر ترکی بلکه از رهبران جهان اسلام است!

در تصویری که از حاشیه این کنفرانس حزبی گرفته شده، اردوغان در حال بوسیدن خواننده زن ترک در برابر مسلمانان ترکیه است که به همین خاطر، می‌توان به مشعل به خاطر این نامگذاری‌ تبریک گفت.


::
:: مرتبط با: تصویر ,
 

 


 
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :